اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٨ - ٤٩- خشوع در عبادت
اى عزيز! قلب و جوارح را براى خداوند خاشع كن به طورى كه در برابر خداوند خود را فقير و بى چيز دانى و چنان باش كه نتوانى از درك عظمت و حضور قلب سربلند كنى، خداوند در قرآن لفظ خشوع را براى زمينهاى بىگياه و خشك كه فاقد حيات هستند، اطلاق كرده، يعنى كه انسان خاشع هم در برابر خداوند و عظمت او مرده و فقاد تحرك است.
برادرم بيا قبل از اينكه صداهاى ما روز قيامت از ترس حساب و كتاب و عظمت سيطره الهى خاشع شود، خاشع شويم، خداوند درباره روز قيامت مىفرمايد: «خَشَعَتِ الاصوات لِلرّحمن فَلا تَسْمَع الّا همساً»: «همه صداها در برابر خداوند رحمان خاشع شده و جز صداى آهسته چيزى نمىشنوى»، «همس» چنان كه راغب گويد به معنى صداى آهسته و پنهان است و بعضى آن را به صداى آهسته پا (پاهاى برهنه) تفسير كردهاند و بعضى به حركت لبها، بىآنكه صدائى از آن شنيده شود كه تفاوت زيادى با هم ندارد. [١]
روح عبادت خشوع و حضور قلب است اگر مىخواهيم نماز ما «معراج المؤمن» و «قُربانُ كُلّ تَقى» و وسيله تقرب به درگاه الهى و سدّى مابين ما و گناه باشد: وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْىِ [٢] بايد به نمازمان روح دهيم، وگرنه از مرده كارى نبايد، چه رسد در مرده ديگر كه صاحب نماز باشد، اثر كند.
مرحوم فيض در محجة البيضاء، امورى را كه نماز با آنها حيات كامل خود را مىيابد شش چيز شمرده است: حضور قلب، تفهّم (فهم معانى الفاظ)، تعظيم، هيبت (خوفى كه منشأ آن
تعظيم است)، رجاء (اميد به ثواب)، حياء (كه منشأ آن درك تفصير و توهم گناه است). [٣]
[١]. سوره طه، آيه ١٠٨؛ تفسير نمونه، جلد ١٣، صفحه ٣٠٤- ٣٠٣.
[٢]. سوره نحل، آيه ٩٠.
[٣]. محجة البيضاء، جلد ١، صفحه ٣٧٠. بحث (بيان المعانى الباطنة التى بها تتم حياة الصلاة) توضيح بيشتر را در همان كتاب ملاحظه فرمائيد ..