اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧١ - ٤٨- ميانهروى در حال غنا
بىنياز شويد. [١]
در روايتى ديگر از حضرت رسيده:
«القَناعَةُ غُنْيَةٌ و الاقْتِصادُ بُلْغَة»:
«قناعت بىنيازى و توانگرى است و ميانهروى چيزى است كه كفايت زندگى مىكند». [٢] يعنى ميانهروى مثل مالى است كه مىتوان زندگى روزمره را با آن گذراند به طورى كه چيزى در آخر باقى نمىماند، ولى قناعت بىنيازى است كه ديگر به غير محتاج نيست و نياز به امر ديگرى هم ندارد، چقدر فرق است بين كسى كه هر روز غذاى همان روز را دارد و بايد براى فردا كار كند با كسى كه بىنياز شده است. مگر ما چه بدى از قناعت ديديم، كه رو به اسراف گذارديم، چرا خانوادههاى ما روى چشم و هم چشمى اين قدر اسراف و اين قدر ولخرجى مىكنند؟! هر روز لباسهاى جديد با مدهاى جديد، شلوارهاى رنگارنگ، پيراهنهاى جورواجور، و اى كاش مىپوشيدند تا كهنه و پاره مىشد، يكى دو مجلس مىپوشند و مىگويند از مد افتاده يا ديگر زشت است، اين لباسى را كه در فلان مجلس و فلان عروسى پوشيدم، دوباره بپوشم؟ مگر نمىبينى فلانى با اينكه شوهرش كارگر است، براى اين مجلس چادر و لباس جديدى دوخته و پوشيده، چرا من نكنم؟! مردم ما بايد بدانند تا اين روش در جامعه ما و در مملكت ما رايج است، بيچارگى و ذلت هم هست، هر روز محتاج يك كشورى هستيم، بايد قناعت كنيم كه قناعت موجب بىنيازى و قطع سلطه است «القناعة تُغْنى»: «قناعت ثروتمند و بىنياز مىكند». [٣]
در روايتى از امام باقر (عليه السلام) آمده هرگاه هوس بلندپروازى و زندگى افرادى كه بالاى دست تو هستند، توجه تو را جلب كرد، و خواستى از مسير قناعت خارج شوى، از زندگى پيامبر و رسول گرامى (صلى الله عليه وآله) ياد كن
«فَانَّما كان خُبْزُه الشّعيرو حَلواه
[١]. بحار الانوار، جلد ٦٩، صفحه ٣٩٩.
[٢]. بحار الانوار، جلد ٧٨، صفحه ١٠ (هر سه روايت در صفحه ٢٨٠ جلد ٨ ميزان الحكمه آمده است).
[٣]. غرر الحكم- ميزان الحكمه، جلد ٨، صفحه ٢٨٠ ..