اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥١ - نشانههاى مؤمنِ بايقين
دشمنانش نسبت به او روا مىدارند، در نظرش دلچسب و گوارا جلوه مىكند، حتى خطاها و گناهانى كه از او سر مىزند از وى سلب اميد نمىكند، اما در دنيائى كه هرگونه شعله ايمان خاموش شده است، حتى دردد و مرض معناى خود را هم از دست داده، و ديگر به جز شوخيهاى زشت و مسخرگىهاى شومى تلقى نمىشود» هرگز، هرگز، هرگز! [١]
مرحوم خوئى در شرح خود روايتى را در ذيل اين فراز نقل كرده كه:
راوى مىگويد از امام هشتم (عليه السلام) از ايمان و اسلام سؤال كردم، فرمودند: «امام پنجم (عليه السلام) فرمودهاند: ايمان يك درجه فوق اسلام است، و تقوى يك درجه از ايمان بالاتر، و يقين يك درجه بالاتر از تقوى است و چيزى كمتر از يقين بين مردم تقسيم نشده»، راوى گويد گفتم يقين چيست؟ فرمود
: «التَّوَكُل عَلَى اللّه و التسليم للّه و الرِّضا بَقَضاءِ اللّه و التَفْويض الَى اللّه»:
«توكل و اتّكاء بر خداوند و تسليم شدن براى او و رضاء به قضاء خداوندى و احاطه امر به خدا».
بعضى از شارحين كافى در شرح حديث فوق گفتهاند: اسلام اقرار است و ايمان يا تصديق است يا تصديق با اقرار است،
و بنابر هر دو وجه ايمان فوق اسلام است، به يك درجه، اما بنابر وجه دوم (كه تصديق با اقرار باشد) برترى ايمان بر اسلام واضح است، و اما بنابر اول زيرا تصديق قلبى برتر و افضل از اقرار زبانى است همچنانكه قلب افضل از زبان است و تقوى يك درجه فوق ايمان است زيرا تقوى دورى از چيزى است كه ضرر مىزند در آخرت، اگرچه ضرر كمى باشد، و يقين فوق تقوى است، زيرا تقوى گاهى در مرتبه يقين نيست، و اين همان مطلبى است كه مولى اميرالمؤمنين على (عليه السلام) به آن اشاره كردهاند، و فرمودهاند:
«لَوْ كُشِف الغِطاء لَمَا ازدَدْتُ يقيناً»:
اگر پرده كنار زده شود بر يقين من افزوده نمىشود. [٢]
[١]. باغ اپيكور، صفحه ٣١ و ٣٢، آناتول فرانس، ترجمه آقاى كاظم عمارى (تعليقه ١ و ٢، نقل از شرح نهجالبلاغه استاد محمدتقى جعفرى، جلد ١٢، صفحه ٣٦٠- ٣٥٩).
[٢]. شرح نهج البلاغه خوئى، جلد ١٢، صفحه ١٣٦ ..