ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٢٣
گرفت و آتش بيرون آمد تا كفّارى را كه در كنار و لب اخدود بودند سوزانيد.
ابى مسلم گويد: آنها دو دسته بودند يك دسته مؤمنين را عذاب ميكرده و گروه ديگر نشسته و متصدّى عذاب مؤمنين نبود ولى با اينكه خود مؤمن بودند شاهد آن منظره دلخراش عذاب و شكنجه مؤمنين بودند و اين عمل زشت را بر كفّار اعتراض و انكار نميكردند مثل اينكه راضى بودند و بدشان از كردار وحشيانه آنها نميآمد پس خداوند همه آنها لعنت فرمود.
قعود جمع قاعد و همين طور شهود جمع شاهد و ايشان تمام حاضرين قضيّه بودند يا بگوش و يا بچشم.
((وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ)) ابن عبّاس گويد: يعنى كراهتى از ايشان نداشتند مگر اينكه آنها مؤمن بودند.
زجاج و مقاتل گويند: گناهى را برايشان انكار نكردند و عيبى از آنها نگرفتند مگر ايمانشان. و اين مانند قول او( هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ).
آيا هيچ ناراحتى و كراهتى از ما داريد مگر اينكه ما ايمان بخدا آورديم.
جبائى گويد: اين شكنجه را بايشان نكردند مگر بسبب ايمان آنها بخدا( (الْعَزِيزِ)) خداى توانايى كه چيزى بر او ممتنع نيست آن خدايى كه قهر و ستم نميكند( (الْحَمِيدِ)) خدايى كه در تمام افعالش پسنديده است.
((الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ)) آن خدايى كه براى اوست پادشاهى آسمان و زمين يعنى براى اوست تصرّف در آسمانها و زمين هيچ كس را بر او اعتراضى نيست.
((وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ)) و خدا بر هر چيزى گواه است. يعنى گواه بر ايشان است كارهايى كه آنها يا مؤمنين كردند بر او پنهان و مخفى نيست. پس