ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٣٤ - تفسير
و اصرار اقامه و پايدارى بر امر است بقصد و تصميم ماندن بر آن. و چون آنها عازم و مصمّم بر كفر خويش بودند اصرار كنندگان بر كفر شدند.
قتاده گويد: بعضى از مردان آنها پسرش را نزد نوح ٧ برده و باو ميگفت پسرم از اين مرد دورى كن و بترس، مبادا كه تو را فريب دهد پدر من مرا كه مانند تو جوانى بودم پيش اين آورده و همين طور كه من تو را از او حذر ميدهم پدرم هم مرا از وى حذر ميداد.
(ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهاراً) ابن عبّاس گويد: يعنى با صداى بلند آنها را دعوت ميكردم و بگفته بعضى بطور آشكارايى كه ميديدند همديگر را نه مخفيانه و پنهانى.
(ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْراراً) آن گاه آنها را در ظاهر و نهان دعوت كردم.
و بعضى گفتهاند: يعنى جماعتى را در ظاهر و آشكارا دعوت كرده و عدّهاى را در پنهانى سپس آنهايى را كه مخفيانه دعوت كرده بودم علنا خواندم و كسانى را كه در ظاهر دعوت كرده بودم هم خواندم. مقصود من در دعوتم هر گونه درى را زدم و با ايشان كمال مهربانى را نمودم ولى آنها مرا اجابت نكردند.
(فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ) گفتم از خدا آمرزش بر كفرتان و گناهانتان بطلبيد.
(إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً) او آمرزنده است مر هر كسى را كه از او طلب آمرزش كند پس وقتى شما از كفرتان برگشتيد و او را اطاعت نموديد.
(يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً) بر شما باران فراوان نازل كند بارانى كه ريزش آن بسيار باشد.
و بعضى گفتهاند: كه قوم نوح مبتلا بقحطى و خشكسالى شدند و