ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٩٨ - مقصود و تفسير
پرسنده از عذاب واقع.
ابن زيد گويد: سائل نام يك واديست در جهنّم باين نام موسوم شده براى اينكه سيل عذاب از آنجاست.
و خبر داد مرا سيد ابو الحمد گفت حديث كرد ما را حاكم ابو القاسم- حسكانى گفت حديث كرد ما را ابو عبد اللَّه شيرازى گويد حديث كرد ما را ابو بكر جرجانى گفت حديث كرد ما را ابو احمد بصرى گفت حديث كرد ما را محمّد بن سهل گويد: حديث كرد ما را زيد بن اسماعيل مولى الانصارى گويد حديث كرد ما را محمّد بن ايّوب واسطى گويد: حديث كرد ما را سفيان بن عيينه، از جعفر بن محمّد الصّادق از پدرانش : كه چون پيغمبر ٦ على ٧ است را در روز غدير خم منصوب بخلافت كرد و فرمود:
من كنت مولاه فعلّى مولاه
. هر كه من مولاى اويم. پس على مولاى اوست. و اين در عالم پراكنده و بگوش همه رسيد. نعمان بن حرث فهرى وارد بر رسول خدا ٦ گرديد و گفت ما را امر نمودى كه شهادت بر توحيد و يكتايى خدا داده و بگوئيم لا اله الّا اللَّه و اينكه تو پيامبرى ما هم اطاعت كرديم. پس ما را فرمان جهاد و حج و روزه و نماز و زكاة داديد ما پذيرفتيم آن گاه راضى نشدى تا اين جوان را تعيين بخلافت و وصايت خود نمودى و گفتى: من كنت مولاه فعلّى مولاه پس اين كار از ناحيه تو است يا از طرف خداست.
پيامبر ٦ فرمود: قسم بخدايى كه جز او خدايى نيست. اين كار از طرف خدا و امر اوست پس نعمان بن حرث پشت بر پيغمبر ٦ كرده و ميگفت: بار خدايا اگر اين كار حقّ و از طرف تو است پس ببار بر ما سنگى از آسمان. پس خداوند سنگى بر سر او زد و او را