ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٨٧ - مقصود و تفسير
دلالت كردن بر اينكه قرآن صفت كلام معتاد و معمول بين مردم نيست، و آن شعر نيست بلكه آن صنفى از كلام و خارج از انواع سخنان معتاده و معموله است. و هر گاه دور بود از آنچه عادت بر آن جارى شده در تأليف كلام پس اين دلالتش بيشتر است بر اعجاز قرآن.
و قول خدا:( قَلِيلًا ما تُؤْمِنُونَ). معنايش اينست كه شما باور نميكنيد كه قرآن از نزد خداست. و اراده كرده بقليل نفى ايمان كلّى آنها، چنان كه مىگويى بكسى كه تو را ديدن نميكند قل ما تأتينا بگو نمىآيى نزد ما و قصد تو اينست كه اصلا پيش ما نمىآيى. پس معناى لا تؤمنون به و لا تتذكرون و لا تتفكّرون ايمان بآن نميآوريد و متذكّر نميشويد و فكر و انديشه نميكنيد پس بدانيد معجزه را و فرق بگذاريد ميان آن و شعر و كهانت.
(تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ) بيان فرمود كه آن نازل شده از نزد خدا است بر زيان جبرئيل تا اينكه خيال نشود كه آن كلام جبرئيل است.
|
گر چه قرآن از لب پيغمبر است |
هر كه گويد حق نگفته كافر است |
|
(وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا) اگر محمّد ٦ ببندد بر ما( بَعْضَ- الْأَقاوِيلِ) يعنى دروغى بر ما نسبت دهد و چيزى كه ما نگفتيم از خود درآورده و بما نسبت دهد يعنى اگر سخنى بتكلّف و زحمت از پيش خودش بگويد.
(لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ) ابن جرير گويد: يعنى از دست راستش بر طريق ذلّت و خوارى ميگيريم. چنانچه سلطانى ميگويد:
اى غلام بگير از دستش پس آن را بطور اهانت و سبكى و خوارى خواهد گرفت.
حسن و ابى مسلم گويند: يعنى هر آينه دست راستش را قطع خواهيم