ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦٧ - شرح لغات
هر گاه تو حافظه و ضابطه نداشته باشى كه مطالب علمى در آن ظرف را حفظ و ضبط كنى. پس جمع كردن تو كتابها را سودى نميبخشد.
شاهد اين بيت در كلمه (واعيا) هست كه بمعنى ظرف حفظ آمده است.
الدّك: بمعنى بسط و وسعت است و از آنست دكّان. و اندك سنام البعير هر گاه كوهان شتر بر پشت آن گسترش يابد.
الارجاء: بمعناى نواحى و اطراف است مفرد آن رجا بدون مد و تثنيه آن رجوان.
هاؤم: امر بجماعت و بمنزله هاكم بمفرد مىگويى هاء يا رجل و به دو تا هاؤما يا رجلان و بجماعت مىگويى هاؤم يا رجال و بزن مىگويى هاء يا امرأة به كسر همزه (كه بعد از آن يائى نيست) و بدو زن مىگويى هاؤما و بزنها مىگويى هاؤّن و اين لغت اهل حجاز است.
و تميم و قيس ميگويند: هاء يا رجل مانند قول اهل حجاز و براى دو تا هاءا و براى جماعت هاؤا و بزن هائى و جماعت زنان هاؤنّ و بعضى از عربها جاى همزه كاف قرار داده پس ميگويد: هاك، هاكما، هاكم، هاك هاكما هاكنّ. و معنايش بگير و بخور است. امر ميشود ولى نهى نميشود.
و كسايى بر هاؤم وقف كرده ابتداء كرده به (اقروا كتابيه) بخوان كتاب خود را و او گويد كه فعل اوّل هاؤم عمل نميكند بلكه عمل براى فعل اقروا دوّم است.
و الراضيه المرضيه: خشنود و پسنديده بر وزن فاعله بمعناى مفعول است براى اينكه آن در معنى صاحب رضايت و خشنودى است مثل اينكه گفته ميشود لابن بصاحب لبن و تامر بصاحب تمر.