ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٨٦ - تفسير
و شكر خدا كند.
(يَسْلُكْهُ عَذاباً صَعَداً) يعنى او را داخل كند در عذاب و شكنجهاى سخت و دشوارى كه در بزرگى بالا است و البتّه. يسلكه. گفت چون قبلا طريقه را ياد كرده بود. و بعضى گفتهاند: يعنى عذابى كه صاحب مشقّت است.
(وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً) خليل گويد تقديرش اين است. و لأنّ المساجد للَّه فلا تدعوا مع اللَّه احدا سوى اللَّه. براى اينكه البتّه مسجدها مخصوص خداست. پس در مساجد هيچكس را جز خدا نخوانيد و مقصود اينست. در اماكنى كه براى عبادت و نماز بنا شده احدى را بر وجه شريك كردن در عبادت ياد نكنيد. چنانچه نصارى در معبدهاى خود و مشركين در كعبه ميكنند.
حسن گويد: يكى از مستحبّات در موقع دخول مساجد اينست كه گفته شود. لا اله الّا اللَّه لا ادعوا مع اللَّه احدا.
سعيد بن جبير و زجاج و فرّاء گويند: مساجد. مواضع سجده انسانى است در نماز و آن پيشانى و دو كف دست و دو انگشت بزرگ پاى و دو سر زانوست و چون آنها را خداى تعالى ايجاد كرده و بسبب آنها انعام و احسان نمود بر مردم. پس سزاوار و شايسته نيست كه با آنها براى غير خداى تعالى سجده كند.
و روايت شده كه معتصم عبّاسى از حضرت ابا جعفر محمّد بن على بن موسى الرّضا : سؤال كرد از قول خداى تعالى.( وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ). فرمود: آن هفت موضع سجده است[١]
[١] در بحار الانوار مجلسى عليه الرّحمة و كتب معتبره ديگر شيعه چون( مناقب ابن شهر آشوب و ارشاد مفيد است. كه در عصر معتصم شخصى دزدى كرد. او را گرفته و در حضور معتصم عبّاسى آورده در حالى كه حضرت جواد الأئمّه ٧ و علماء بزرگ اهل سنّت حاضر بودند. و دزد اقرار به سرقت خود كرد پس معتصم بعلماء گفت او را چگونه بايد حدّ زد بعضى از آنها گفتند:
بايد دست راستش از بالاى كف بريد معتصم گفت بچه دليل گفتند بدليل آيه تيمّم( فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً) چون دست در اين آيه بر كف اطلاق شده، زيرا بايد كف دست را بخاك زد. بعضى گفتند خير بايد از آرنج بريد زيرا در آيه وضوء( فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ) دست بمرفق اطلاق شده بعضى ديگر گفتند خير بايد دست را از صاعد و بازو بريد چون عرفا دست بهمه اين عضو گفته ميشود.
بحث بالا گرفت و حضرت جواد ٧ ساكت بود معتصم عرض كرد يا ابا جعفر شما چه ميفرمائيد فرمود: اينها كه گفتند. گفت شما بفرمائيد و اصرار كرد حضرت فرمود همه اينها اشتباه كردند دست دزد بايد از انگشتان بريده شود. گفت چرا فرمود. براى قول خداى تعالى( أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً) دزد مگر نبايد بعد از قطع دست نماز بخواند كف دست او بايد در سجده بزمين آيد و آن مخصوص خداست ديگرى در آن حقّى ندارد. پس معتصم انگشتان دزد را بريد ... و اين يكى از موجبات شهادت آن حضرت گرديد ...