ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٧١ - تفسير و مقصود
داد. پس امّا اينكه از ما كسى مصاحب آن حضرت بود. نه هيچكس در آن موقع با وى نبود.
ابى روق گويد: رسولان جنّ نه نفر بودند. ابو حمزه ثمالى گويد. بما رسيده كه ايشان از شيصبان بودند كه از جهت عدد از جنّ بيشتر و ايشان عموما لشكر ابليس هستند.
و بعضى گفتهاند: كه آنها هفت نفر از جنّيان شهر نصيبين بودند، كه پيغمبر ٦ ايشان را ديد و آنها بآن حضرت ايمان آوردند، و پيامبر ايشان را بعنوان رسالت بسوى ساير جنّيان فرستاد.
(وَ أَنَّهُ تَعالى جَدُّ رَبِّنا مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً) و اينكه خداى تعالى پروردگار بزرگ ما است كه همسر و فرزندى اتّخاذ نكرده است. ابو على گويد اختيار ما مكسور بودن انّه است زيرا آن از قول و گفته جنّ است بقومشان و آن عطف بر قول آنها.( فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً). است. يعنى. و قالوا تعالى جد ربّنا. فراء گويد:
هر كس انّه خوانده (بفتح) پس تقديرش اينست فآمنّا به و آمنّا بانّه تعالى جد ربّنا. و همين طور است انّهاى بعد از آن. پس مفتوح است بوقوع ايمان بر آن حسن و مجاهد گويند: مقصود اينست كه جلال و عظمت پروردگار ما بالاتر از گرفتن همسر و فرزند است (تعالى جلال ربّنا و عظمته عن اتّخاذ الصّاحبة و الولد) ابو مسلم گويد: معنايش اينست صفات خدا كه مخصوص اوست بلند و بالاست و آن صفات بلنديست كه براى مخلوقات او نيست. و بگفته جبائى يعنى كه پروردگار ما در صفاتش جليل و بزرگست. پس بر او صفات اجسام و اعراض جايز نيست. و بگفته ابن عبّاس عاليست قدرت پروردگار ما و بگفته مجاهد. ذكر او عاليست و بگفته ضحّاك فعل و امرش عاليست و بگفته اخفش ملك و سلطنت-