ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٧ - مقصود و تفسير
جدّا منافقين دروغ ميگويند در قولشان كه تو رسول خدايى، پس دروغشان در اعتقادشان است، و اينكه بدلهايشان گواهى ميدهند، تكذيب نكرد ايشان را در آنچه برگشت بزيانشان دارد، چون ايشان گواهى بزبان دارند و راست گفتند در زبانشان، و در اين دلالت است بر اينكه حقيقت ايمان آنست كه در قلب باشد و كسى كه چيزى بگويد و خلاف آن را معتقد باشد دروغگو است.
(اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً) يعنى ايمان خود را سپر و پردهاى قرار دادند كه بآن كفر خود را بپوشانند تا كشته نشوند و بآنها سب و فحش و ناسزا نگويند و اموالشان را نگيرند.
(فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ) يعنى: پس اعراض كردند باين سبب از دين اسلام و بعضى گفتند: منع كردند غير ايشان از پيروى راه حق به اينكه خواندند ايشان را در باطن بكفر و اين از خواص و صفات منافقين است كه عوام را از دين برميگردانند چنان كه اهل بدعت ميكنند.
(إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ) يعنى: بد كاريست كه آنها ميكنند از اظهار اسلام و مخفى داشتن كفر و منع راه حق نمودن.
(ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا) بزبانهايشان در موقع اقرار به لا اله الا اللَّه و محمد رسول اللَّه.
(ثُمَّ كَفَرُوا) قتاده گويد: يعنى سپس كافر شدند بقلوبشان چون تكذيب كردند بآن، و بعضى گفتهاند: يعنى ايمان آوردند در ظاهر نزد پيامبر و مسلمانها سپس وقتى با مشركين خلوت كردند كافر شدند بدين جهت فرمود( ثُمَّ كَفَرُوا) براى اينكه ايشان بعد از اظهار ايمان تجديد