ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٣ - تفسير و مقصود
آخرين درجه فرياد است كه ناگاه از سينه بيرون ميآيد.
و بعضى گفتهاند: كه شهيق در سينه و زفير در گلوست.
و الفور: بلند شدن چيزيست بسبب جوش آمدن ميگويند: ديك جوش آمد و ميجوشد و از آن است فوّاره براى بلند شدن آب و از آن است فوران خون از دمل و جراحت و فوران آب از زمين.
السّحق: بمعناى دوريست ميگويند خدا ايشان را دور دارد دور داشتنى، و سحقا يعنى خداوند ايشان را ملزم فرموده كه از هر خيرى دور باشند. پس مصدر بر غير لفظ آن آمده چنان كه فرمود:( وَ اللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتاً) خداوند براى شما رويانيد از زمين گياهى. و تقديرش اينست فأسحقهم اسحاقا. پس خداوند دور داشت ايشان را دور داشتنى و امّا سحقته سحقا. معنايش اينست دور كردم او را بجدا كردن از حال اجتماع او را تا اينكه مانند غبارى گرديد.
تفسير و مقصود:
چون خداوند تهديد شيطانى كه بسوى گمراهى و كفر دعوت ميكردند قبلا بيان نمود بدنبال آن تعقيب كافران و گمراهان را ياد نموده فرمود:
(وَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذابُ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ) و براى كسانى كه به پروردگارشان كافر شدند عذاب دوزخ و بد جايگاهى است، يعنى بد است مكان برگشت و پايان كار آنها. و مصير و مرجع را توصيف به كلمه بئس نمود كه از صفات مذمّت است و حال آنكه عقاب نيكو است براى اينكه در آن ضرر و زيانى است كه هر عاقل بايد بنهايت سعى و كوشش خود از آن پرهيز نمايد. و جايز نيست بر اين قياس فاعل عقاب را به بئس توصيف