ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٢٥ - اعراب
تحلّه اليمين. گشودن قسم كاريست كه تبعات قسم را ساقط ميكند. و يمين مفرد ايمان و آن قسم است و مثل اينست كه از قوّه و نيرو گرفته شده باشد براى اينكه سخنش را بسبب سوگند و قسم تقويت مينمايد.
و بعضى گفتهاند: كه آن از جارحه گرفته شده براى اينكه عادت ايشان بود كه موقع قسم خوردن دست خود را بر دست ديگر ميزدند. بر دست چپ ميزدند.
و الاسرى: انداختن معنى است بدل كسى كه با او حديث شده، بر طريق پنهانى.
و التّظاهر: كومك و يارى كردن بهم است، و ظهير بمعنى معيّن و ياور و ريشه آن از ظهر است كه بمعنى پشت و نيرو ميباشد.
و السّائح: جارى و روان را گويند و عرب به آبى كه هميشه روان باشد سايح گفته سپس مردى را كه همواره در روى زمين مسافرت نمود و شهرها را سير ميكند سايح و سيّاح گويد.
و الثيب: زينت كه بعد از زوال بكارت و دختر از شوهر برگشته است از مادّه ثاب يثوب هنگامى كه برگشت.
و البكر: آن زنيست كه بر حالت اوّل قبل از زوال بكارت باشد.
اعراب:
در جمع قلوب در قول خدا( صَغَتْ قُلُوبُكُما) چند وجه گفته شده:
١- تثنيه در معنى جمع است زيرا بمعنى ضمّ چيزى با چيز ديگر است پس جمع را در جاى تثنيه گذارده. چنان كه گفته:( وَ كُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ) و حال آنكه آنها فقط داود و سليمان ٨ بودند.