ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٢٤ - لغت
يعنى بر مومن پوشيده نيست اين نقطه مقابلهاش بد و خوب را ميشناسم.
پس مقصود اينست جازى على بعض. برخى را كيفر داد و از بعضى چشم پوشيد و صرف نظر كرد و مانند آنست آيه و ما تفعلوا من خير يعلمه اللَّه، فمن يعمل مثقال ذرّة خيرا يره يعنى ميبيند پاداش او را. قول خدا. يرى از رؤيت عين است. و از آنچه را كه كيفر و مجازات كرد بر او يك طلاق دادن حفصه بود. و امّا عرّف بتشديد. پس معنايش معرّفى كرد بعضى را و از پاره ديگر اعراض نمود و او را بر طريق بزرگوارى و چشم پوشى معرّفى نكرد و امّا تظاهرا. پس اصل در آن تتظاهرا بدو تاء بوده پس در قرائت اوّلى را به سبب حذف تخفيف داده شده و در قرائت ديگرى با ادغام و تشديد ذكر شده است.
لغت:
الحرام: فعل زشتى است كه از آن منع شده است بسبب نهى (لا تزن و لا تشرب، و لا تسرق، زنا نكن، شراب نياشام، دزدى نكن).
و نقيض آن حلال است. و آن نيكو و خوب مطلق است بواسطه اذن در آن.
التحريم: بيان كردن است كه چيز حرام است جايز نيست و تحريم واجب كردن منع و بازداشتن از آن فعل منهى و حرام است.
الابتغاء: بمعنى طلب و خواستن است و از آنست معنى طلب بلندى و برترى كردن بدون حقّ.
التحلة و التحليل: بيك معنى و هر دو مصدر و بمعنى گشودن است براى قول ايشان: حللت له كذا. بر او چنين حلال كردم و گشودم. و