ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠٨ - مقصود و تفسير
نفقه و مسكن. و فرمود:
((أَسْكِنُوهُنَّ)) آنها را اسكان دهيد يعنى در منازلتان.
(مِنْ حَيْثُ سَكَنْتُمْ) از همان منازلى كه خودتان ساكن هستيد.
(مِنْ وُجْدِكُمْ) يعنى از ملك خودتان و آنچه توانايى بر آن داريد (از سدى و ابى مسلم، حسن و جبائى) گويند. من وجدكم از و جدان يعنى از آنچه از مساكن يافتهايد.
بعضى گفتهاند: از وسعت و طاقت خودتان از وجدانى كه آن بمنزله قدرت و توانايى است. فرّاء گويد: برميگردد بر آنچه مىيابد. پس، اگر وسعت مالى دارد بر آن زن در مسكن و نفقه توسعه دارد و اگر فقير است پس بر مقدار قدرتش.
و بدون خلاف مسكن و نفقه واجب است براى طلاق داده شده رجعى و امّا زن جدا شده بطلاق خلع و مبارات مورد خلاف است.
اهل عراق گويند مسكن و نفقه برايش لازم است. و اين را از عمر بن خطّاب و ابن مسعود روايت كردهاند. و شافعى گفته براى او مسكن بدون نفقه و خرجى است.
حسن و ابو ثور رفتهاند باين مبنى كه براى او نه مسكن است و نه نفقه و اين قول از ائمّه هدى : روايت شده و اصحاب ما هم همين، مذهب را اختيار كردهاند. و بر آن دلالت ميكند آنچه شعبى روايت نموده گويد: داخل شدم بر فاطمه دختر قيس در مدينه. پس پرسيدم از او از قضاوت رسول خدا ٦. گفت شوهرم مرا طلاق بائن داد پس بسوى رسول خدا ٦ شكايت نمودم در حقّ سكنى و نفقه