فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٨ - پژوهشى پيرامون مؤونه در خمس آیة الله رضا استادى
فرزند براى پدر بدون اذن فرزند ـ اين است كه.... علاوه بر اين كه مؤونه فرزند، هم در دوران كودكى و هم در بزرگسالى بر عهده پدر مىباشد. (٣١)
پيداست كه در اين بخش از روايات، كلمه مؤونه به معناى هزينههاى زندگى استعمال شده است.
كلمات فقها در باره مؤونه
يكى از راههاى تعيين و تشخيص معناى مؤونه مراجعه به كلمات فقيهان در اين زمينه است؛ زيرا آنان خود از اهل عرف بوده و آنچه در اين باره بگويند به استناد روايات نيست، چون روايات نسبت به تفسير كلمه مؤونه ـ بنابر قول كسى كه برداشت ما را قبول ندارد ـ ساكت است. سخنان فقها در اين زمينه مختلف است. برخى همانند ابن زهره، ابوالصلاح حلبى، علامه حلى، محقّق حلّى و مؤلّف كتاب اصباح الشيعه، اشارة السبق و جامع للشرائع و قواعد الأحكام اصلاً مؤونه را معنانكردهاند و فقط به ذكر مصاديق آن اكتفا كردهاند؛ زيرا به نظر آنها كلمه مؤونه نيازى به تفسير و توضيح ندارد. برخى ديگر نيز همچون شيخ طوسى (ره)، شيخ مفيد(ره)، ابن حمزه، سيد مرتضى (ره)، سلاّر و ابن ادريس، مؤونه را به چيزى كه انسان به آن نياز دارد يا «آنچه باعث كفايت زندگى انسان شود» تفسير كردهاند.
ابن زهره در كتاب غنيه مىگويد:
آنچه از سود تجارت و زراعت و يا غير آنها از مؤونه سال اضافه بيايد، خمس آن واجب است. (٣٢)
ابوالصلاح حلبى در كتاب كافى گفته است:
وجوب خمس به چند چيز اختصاص دارد... و همچنين چيزى كه انسان از راه تجارت، صنعت، زراعت، اجاره، هبه، صدقه، ارث، و يا غير اينها به دست مىآورد، اگر پس از مؤونه سال چيزى از آن باقى بماند خمس به آن تعلق مىگيرد. (٣٣)
(٣١) همان، ج٩، ص٢٣٨.
(٣٢) وسائل الشيعه، ج١٧، ص٢٦٦.
(٣٣) غنية النزوع، ص١٢٩.