فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥٢
اين مسئله بر مسئله ديگر مبتنى است و آن اين كه ذمّه مضمونٌ عنهـچه زمانى به ضامن بدهكار مىگردد؟ آيا از زمان وقوع عقد ضمان بدهكار مىشود يا از زمانى كه ضامن بدهى را به طلبكار پرداخت مىكند؟ در اينجا دو نظريه وجود دارد:
نظريه اوّل:عقد ضمان به خودى خود موجب بدهكارى مضمونٌ عنه به ضامن نمىگردد، پس ذمه مضمونٌ عنه از زمان عقد ضمان به ضامن بدهكار نمىشود، بلكه از زمان پرداخت بدهى توسط ضامن اشتغال ذمه بدهكار پديد مىآيد. طبق اين نظريه اگرضامن قبل از پرداخت بدهى مضمونٌ عنه را ابراء كند، ابراى چيزى است كه ثابت نيست، بنابر صحت ابراء در آن مسئله، ابراى ضامن در اينجا صحيح است كه بحث تفصيلى اين مسئله پيشتر گذشت.
نظريه دوم:ضمان به خودى خود موجب اشتغال ذمه مضمونٌ عنه براى ضامن مىشود. براى اين نظريه سه صورت محتمل است:
صورت اوّل:ضمان موجب اشتغال ذمه مضمونٌ عنه به صورت مستقر و مطلق است، يعنى متزلزل و مشروط به پرداخت نيست. بنابراين به محض انجام عقد ضمان مضمونٌ عنه به ضامن بدهكار مىشود حتى اگر ضامن چيزى از بدهى او را به طلبكار پرداخت نكرده باشد.
مطابق اين احتمال، ضامن مىتواند مضمونٌ عنه را ابراء كند و اين ابراى بدهى غير ثابت محسوب نمىشود؛ زيرا در اينجا بدهى ثابت مضمونٌ عنه به ضامن وجود دارد. البته اين احتمال باطل است و هيچ يك از فقهاى ما به آن قايل نيست، مگر عبارتى از ابن جنيد در باب صلح و نه باب ابراء به آن اشاره دارد كه بحث آن گذشت.
صورت دوم:ضمان موجب اشتغال ذمه مضمونٌ عنهـبه صورت متزلزل و متوقف بر پرداخت ضامن به طلبكار است. و اگر بدهى توسط ضامن پرداخت گردد اشتغال ذمّه مستقر مىشود و گرنه، اشتغال ذمه باطل مىشود.
بنابراين احتمال، ابراى مضمونٌ عنه توسط ضامن قبل از پرداخت بدهى صحيح است ؛ زيرا در اينجا حق ثابت ـ هر چند به صورت متزلزل ـ وجود دارد، پس ابراء نيز به صورت