فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٣ - پژوهشى پيرامون مؤونه در خمس آیة الله رضا استادى
آنچه نقل شد رواياتى بود كه در باره «مؤونه در خمس» آمده است و روايت اوّل و ششم بهترين آنها است. از آن دو روايت و روايات ديگر به دست مىآيد كه منظور از مؤونه ضيعه چيزى است كه ضيعه (حرفه، صنعت و زمين زراعى) به آن نياز دارد و منظور از مؤونه شخص و عيال او چيزى است كه در زندگى آنها مورد نياز است. اگر كسى اين برداشت از روايات را قبول نكند و بگويد كه ائمه(ع) تعيين مفهوم و مصداق مؤونه را به عرف واگذار كردهاند؛ در جواب مىگوييم: يكى از راههاى تشخيص مفهوم عرفى مؤونه مراجعه به كتابهاى لغت و موارد استعمال آن در روايات غير باب خمس و همچنين مراجعه به كلمات فقيهان است.
در كتابهاى لغت، چيزى كه منظور دقيق از كلمه مؤونه را به طور واضح بيان كند نيافتيم؛ زيرا اهل لغت يا اصلاً منظور از آن را بيان نكردهاند و يا فقط برخى از مصاديق و لوازم آن را گفتهاند:
ابن دريد در جمهرة اللغه مىنويسد:
«مان الرجل أهله و غيرهم يمونهم موناً» يعنى مؤونه (مخارج و هزينهها) آنها را متحمّل شد. كلمه مؤونه گاهى با همزه نوشته مىشود و گاهى بدون همزه.
در قاموس اللغه آمده است:
«مان القوم» يعنى قوت و غذاى آنها را متحمّل شد. در باب «تا» در معناى قوت مىنويسد: «قوت يعنى مقدار غذايى كه نگه دارنده بدن است».
مؤلّف صحاح اللغه مىنويسد:
مؤونه (بر وزن فَعوله) هم با همزه نوشته مىشود و هم بدون همزه. فرّاء گفته است: مَؤُونه بروزن مَفعله از ماده أَين به معناى سختى و رنج است. زمانى گفته مىشود «مانتُ القوم» كه مؤونه آنها را متحمّل شود. (١٥)
ابن منظور در لسان العرب مىگويد:
مؤونه يعنى قوت، مأن القوم و مأنهم: يعنى به امور قوم رسيدگى كرد. (١٦)
(١٥) وسائل الشيعه، ج٩، ص٥٠٤ .
(١٦) صحاح اللغه، ج٦، كلمه «مأن» و مجمع البحرين، ج٤، ص١٦٥.