فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠٥ - پژوهشى در باره توقيع شريف امام زمان(ع) به اسحاق بن يعقوب محمد شقير
در اينجا يك احتمال ديگر نيز مطرح است كه آن را علامه تسترى (ره) در كتاب قاموس الرجال بيان كرده است كه اسحاق بن يعقوب برادر بزرگ محمد بن يعقوب كلينى(ره) باشد؛ زيرا اسم پدر هر دو يعقوب است و اسم جدّ محمد بن يعقوب كلينى(ره) نيز اسحاق بوده و عادت بسيارى از مردم اين گونه است كه نام جدّ را بر پسر بزرگتر مىگذارند. بنابراين احتمال دارد اسحاق بن يعقوب همان برادر بزرگ محمد بن يعقوب كلينى(ره) باشد، همچنان كه در نسخه كتاب كمال الدين شيخ صدوق(ره) ـ كه نزد علامه تسترى(ره) بوده است ـ در پايان توقيع چنين عبارتى وجود دارد: والسلام عليك يا اسحاق بن يعقوب كلينى، و اين گوياى اين است كه هر دو از اهالى روستاى كُلين بودهاند.
ب ـ اشكالهاى دلالى
چندين اشكال دلالى در باره اين توقيع مطرح شده كه ما مهمترين آنها را بيان مىكنيم:
اشكال اوّل:منظور از عبارت «رواة حديثنا» محدّثينى هستند كه حديث نقل مىكنند نه اين كه منظور از آن فقيهان و مجتهدان باشد؛ بنابراين آيا ممكن است به كسى كه فقط حديث نقل مىكند و آن را جمع و حفظ مىكند و به جز آن كارى انجام نمىدهد ولايت عامه داده شود؟!
پاسخ:منظور از راوى حديث كسى نيست كه فقط آنها را براى ديگران نقل كند، حتى بدون آن كه آنها را بفهمد. اين تنها معناى لغوى راوى حديث است، بلكه مراد از راوى حديث معناى اصطلاحى آن است كه در آن زمان از عبارت «راوى الحديث» فهميده مىشد؛ يعنى كسى كه روايتى را با فهم و درك به مضمون آن (فقه و درايت) نقل مىكند و اين شخص همان فقيه مصطلح امروزى است.
اشكال دوم:الف ولام در عبارت «الحوادث الواقعة» براى عهد است نه استغراق ؛ يعنى منظور از آن حوادثى است كه بين سؤال كننده و جواب دهنده شناخته شده بوده است. بنابراين نمىتوانيم از اين سخن امام(ع) استفاده كنيم كه به فقيهان در همه زمينهها (حوادث)