فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٠ - سه طلاق در يك مجلس و شهادت بر طلاق آية اللّه جعفر سبحانى
همچنان كه مرد، مىتواند عوضى را كه خود زن به پرداختن آن راضى است، بگيرد. خداوند با اشاره به همين مطلب مىفرمايد:
{فإن خفتم ألاّ يقيما حدودَاللّه فلاجناحَ عليهما فيما افتدت به... } ؛ (١٩)
اگر بترسيد كه حدود الهى را رعايت نكنند، مانعى نيست كه زن فديه و عوضى بپردازد (و طلاق بگيرد).
تا اينجا تفسير آيه ٢٢٩ از سوره بقره، پايان يافت. اينك تفسير آيه ٢٣٠:
{فإن طلّقها فلا تحلّ له من بعدُ حتّى تنكح زوجاً غَيرهُ فانٍ طلّقها فلا جناح عليهما أن يتراجعا إن ظنّا أن يقيما حدودَ اللّه و تلك حدودُ اللّه يبيّنها لقومٍ يعلمون } ؛ (٢٠)
اگر او را طلاق داد، از آن به بعد، زن بر او حلال نخواهد بود؛ مگر اينكه همسر ديگرى انتخاب كند. اگر (همسر دوم) او را طلاق داد، ايرادى ندارد كه بازگشت كنند؛ در صورتى كه اميد داشته باشند كه حدود الهى را محترم مىشمرند. اينها حدود الهى است كه خدا آن را براى گروهى كه آگاهند، بيان مىكند.
خلاصه معناى آيه اين است كه: چنانچه مردى همسرش را سه بار طلاق دهد، ديگر آن زن بر او حلال نيست تا اين كه مرد ديگرى (محلّل) به صورت صحيحى با او ازدواج كند، آنگاه چنانچه همسر دوم بميرد يا زن را طلاق دهد و عدّه او هم پايان يابد شوهر اوّل مىتواند براى بار دوم او را به عقد خود در آورد. محلّل هم شروطى دارد كه در كتب فقهى ذكر شده است.
اما آيه چهارم، يعنى اين سخن خداوند كه: {فإذا طلّقتم النساء فبلغن أجلهُنّ... } ،به تفسير نيازى ندارد؛ زيرا مفهوم آن روشن است.
آنچه بيان شد ديدگاه ما در مورد تفسير آيات مربوط به اين بحث بود. اينك به اصل بحث، يعنى حكم طلاق سوم مىپردازيم و مىگوييم: پس از آشنايى با مفاد آيات فوق، معلوم مىشود كه كتاب و سنّت، سه طلاق در يك مجلس را باطل مىدانند و طلاق بايد
(١٩) بقره، آيه ٢٢٩.
(٢٠) همان، آيه ٢٣٠.