فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٢ - جدال تعبّد و تعقّل در فهم شريعت (١) مسعود امامى
يؤخذ به للضعيف من القويّ حتّى يستريح به برّ و يستراح من فاجر (١٦)؛
سخن حقى است كه از آن باطل اراده شده است. آرى، فرمانى جز فرمان خدا نيست، ولى اينها مىگويند: زمامدارى تنها براى خداست، در حالى كه مردم به زمامدار نيك يا بد نيازمندند، تا مؤمنان در سايه حكومت او مشغول به كار و كافران بهرهمند باشند و عمر به سر آيد و بيت المال جمع آورى گردد و با دشمنان نبرد شود و راهها امن گردد و حق ناتوانان از توانگران ستاندهشود تا نيكوكار در آسايش و مردم از دست بدكار در امان باشند.
همچنين در گفتارى ديگر مىفرمايد:
إنّا لم نحكّم الرجال و انّما حكّمنا القرآن و هذا القرآن انّما هو خطّ مستور بين الدفّتين لاينطق بلسان و لابّدله من ترجمان و انّما ينطق عنه الرجال؛ (١٧)
ما انسانها را داور قرار نداديم، بلكه تنها قرآن را به حكميّت پذيرفتيم. اين قرآن، خطّى است كه ميان دو جلد پنهان است، زبان ندارد تا سخن گويد و نيازمند تفسير كننده است و تنها انسانها هستند كه از جانب او سخن مىگويند.
ساير انديشهها و اعتقادات خوارج نيز خالى از نوعى قشرى نگرى نيست و با مراجعه به منابع مربوط به اين موضوع مىتوان نمونههاى آشكارى از ظهور گرايش تعبد گرايى افراطى را در اين فرقه ملاحظه كرد. (١٨)
مهمترين فرقههاى كلامى ميان اهل سنّت همچون اهل حديث (حشويه، حنابله و سلفيه) اشاعره و معتزله به دليل تفاوت در نگاه عقل گرايا تعبد گرا به متون و آموزههاى دينى پديد آمدند.
اهل حديث كه ريشههاى فكرى آنها، قبل از ظهور انديشههاى كلامى احمد بن حنبل (م٢٤١) وجود داشت، با ورود او به عرصه گفتگوهاى اعتقادى ميان اهل سنّت و
(١٦) انعام، آيه ٥٧؛ يوسف، آيه ٤٠ و ٦٧.
(١٧) نهج البلاغه، خطبه ٤٠.
(١٨) نهج البلاغه، خطبه ١٢٥.