فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٧ - جدال تعبّد و تعقّل در فهم شريعت (١) مسعود امامى
از اين رو مىتوان گفت كه يكى از اوّلين نمونههاى جنبش عقل گرايى در فهم شريعت، توسط دستگاه خلافت پديد آمد (٢٢)و بسيارى از آنها ـ به جهت قداست و جايگاه بلند اصحاب و خلفاى نخستين نزد اهل سنّت ـ در مذاهب فقهى عامّه نيز راه يافت و حتى در موارد متعددى راه را بر هر رأى و تفسير ديگرى بست.
در اينجا براى نمونه، برخى از اجتهادات خليفه دوم را كه بيش از ساير خلفا در اين زمينه نقش داشته ذكر مىكنيم:
الف. سنت عرب جاهلى براين بود كه عمره را در ماههاى حج (شوّال، ذى قعده و ذى حجه) به جا نمىآوردند و ميان حج و عمره فاصله مىانداختند و به گفته ابن عباس انجام عمره را در ماههاى حج از بزرگترين گناهان (أفجر الفجور) بر مىشمردند. (٢٣)امّا پيامبر اكرم(ص) در طول سالهاى بعد از هجرت، چهار عمره در ماههاى ذى قعده وذى حجه به جا آورد و در عمل، سنت جاهلى را بر انداخت.
از سوى ديگر رسول خدا(ص) فرمان داد كه هركس عازم سفرحجّ گرديده و احرام عمره بسته است ـ اگر قربانى به همراه نياورده ـ بعد از پايان مناسك عمره از احرام خارج گردد و بار ديگر براى مناسك حج مُحرم شود. بنابراين حاجى در ميان دو مناسك عمره و حج از احرام خارج مىشود و تمامى محرمات احرام بر او حلال مىگردد. در متون روايى و فقهى شيعه و اهل سنّت ـ به پيروى از قرآن كريم (٢٤)ـ از اين اِحلال ميان دو اِحرام به «متعه حج» ياد شده است.
(٢٢) شهيد سيدمحمد باقر صدر بر اين باور است كه از نخستين روزهاى آغاز رسالت پيامبر اكرم(ص) دو گرايش ميان مسلمانان شكل گرفت؛ نخست گرايشى كه به تعبّد دينى و داورى آن و تسليم در برابر نصوص دينى در همه عرصههاى زندگى ايمان داشت و دوم گرايشى كه باور نداشت ايمان به دين اقتضاى تعبّد به غير عبادات را نيز دارد، بلكه مىپنداشت كه مىتوان براساس درك خود از مصلحت، در مقابل نصوص دينى اجتهاد كرد و به تغيير و تبديل آنها دست زد. او مىافزايد كه پيامبر(ص) در طول سالهاى رسالت خود در مقابله با ديدگاه دوم متحمّل رنج فراوانى شد و حتى در واپسين ساعات زندگى خود، هنگامى كه در بستر بيمارى بود و درخواست كاغذ و قلمى كرد تا آخرين وصاياى مهم خود را مكتوب سازد، مدافعان چنين گرايشى به مخالفت با او برخاستند. شهيد صدر مىگويد: علت انتشار و رشد ديدگاه دوم در ميان مسلمانان اين بود كه طبيعت انسان ميل به اين دارد كه براساس مصلحتى كه خود درك مىكند عمل كند و از عمل به آنچه عمق آن را درنيافته است گريزان است (ر.ك: نشأة الشيعة و التشيّع، ص٧٥).
(٢٣) مقصود اين نيست كه فهم عمومى مسلمانان و اصحاب درصدر اسلام كه در مقابل اجتهادات دستگاه خلافت قرارداشت، ضرورتاً در رويكرد تعبد گرايى جاى مىگيرد، زيرا ـ چنان كه گذشت ـ اين دو رويكرد از نسبيّت و مراتب و طيفهاى گوناگونى برخوردارند ؛ بلكه مراد اين است كه پيدايش تفسيرهاى جديد و بديع دينى از مجراى دستگاه خلافت، به ظاهر به جهت تمايل خلفا به نوعى رويكرد عقل گرايى بوده است.
(٢٤) صحيح بخارى، ج٢، ص١٥٢؛ صحيح مسلم، ج٤، ص٥٦؛ مسند احمد، ج١، ص٢٥٢؛ منتهى المطلب، ج٢، ص٦٦٣.