فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٣ - جدال تعبّد و تعقّل در فهم شريعت (١) مسعود امامى
آن را مصداق تغيير احكام به واسطه تحولات زمان برشمرده است. (٤٤)
چنان كه گفتيم در اين مرحله قصد داورى پيرامون آراى برخاسته از دو رويكرد عقل گرايى و تعبد گرايى را نداريم و تنها به گزارشى اجمالى و گويا از اين دو گرايش معرفتى بسنده مىكنيم؛ اما ذكر اين نكته براى تكميل گزارش لازم است كه اگر چه عالمان اهل سنّت بسيار كوشيدهاند براى دفاع از ابداعات فقهى برخى از خلفا و به خصوص سه خليفه نخست و بالاخصّ خليفه دوم، محملى علمى ارائه دهند ـ كه برخى از آنها در سطور قبل گذشت ـ اما اين مبانى كه مىبايست كاركرد علمى آنها يكسان و به دور از شخصيت زدگى باشد، در طول تاريخ فقاهت اين فرقه هيچ گاه نتوانسته به عالمان و فقيهان آنان چنان قدرتى براى اظهار نظر بدهد كه قادر باشند همچون خلفاى نخستين در مقابل فهم عموم مسلمانان بايستند و روشنترين ظواهر قرآن و سنّت را تأويل كنند و آنگاه رأى خود را به عنوان تنها رأى مورد قبول اين مذهب در تاريخ فقاهت ماندگار سازند و گاه راه را بر اظهار نظر هر صاحب نظرى ببندند! آرى، آراى فقهى خلفا كه در آغاز پيدايش، در ميان ياران پيامبر(ص) چنان غريب و منحصر به فرد مىنمود، پس از گذشت زمانى اندك، لباس آراى اكثرى و يا اجماعى اين فرقه را در بر كرد. اين نقش تعيين كننده، از نفوذ اعجاب آور شخصيت بعضى از خلفا در تكوين و بقاى مذهب اهل سنت حكايت مىكند و از اين رو گزاف نخواهد بود كه همچون شمارى از محققان، اين مذهب را «مدرسه خلفا» بناميم. (٤٥)
٢.٢.٢ ـ مذاهب فقهى اهل سنّت
نخستين پايههاى فقه اهل سنّت در عصر صحابه گذاشته شد و با اعلام نظر فقهى آنان در موضوعات گوناگون سير تكوين آن آغاز گشت. ترديدى نيست كه آراى فقهى اصحاب ريشه در دانش آنان از قرآن و سنت نبوى(ص) داشت، و بيشتر در حوزه فقه فتوايى جاى مىگرفت و به ندرت مىتوان در لابه لاى آن به ادله فقهى دست يافت.
(٤٤) فجر الاسلام، احمد امين، ص٢٣٨.
(٤٥) النص و الاجتهاد، ص٢٤٩، به نقل از ابن قيّم جوزى.