فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤١ - سه طلاق در يك مجلس و شهادت بر طلاق آية اللّه جعفر سبحانى
يكى پس از ديگرى و ميان آنها رجوع يا نكاح باشد؛ بنابراين اگر مردى، همسرش را با يك صيغه، سه طلاقه كند و يا در يك مجلس، صيغه طلاق را سه بار تكرار كند، سه طلاق واقع نمىشود اما اينكه اين گونه طلاق دادن يك طلاق محسوب مىشود ـ اگر چه سخن حقى است ـ از بحث ما خارج است.
استدلال از طريق قرآن
براين مطلب به چند وجه، مىتوان به قرآن استدلال كرد:
وجه اوّل :خداوند فرموده است: {الطلاقُ مرّتانِ } ، يعنى: «طلاق دو مرتبه است». اين آيه در دو مطلب ظهور دارد:
الف: اين حكم، شامل تمامى اقسام طلاق است؛ و اينكه بايستى بين طلاقها فاصله باشد، مختص به نوع خاصى از طلاق نيست، بلكه طبيعت طلاق با اين حكم ملازمه دارد؛ زيرا «الف و لام» در واژه «الطلاق»، اگر «الف ولام» عهد نباشد، «الف و لام» استغراق است؛ بنابراين معناى آيه اين مىشود كه: «كلّ الطلاق مرّتانِ»، يعنى: «هرگونه طلاقى دو مرتبه است» و طلاق سوم مرتبهاى ديگر است. و اگر چنين باشد، مفادش اين است كه طلاقى مشروع است كه جدا جدا انجام شود؛ زيرا اين مطلب اجماعى است كه اگر به «مرّات» بود، بايستى جدا جدا انجام شود. (٢١)
ب: واژه «مرّتان» كه در آيه آمده است نشان مىدهد كه طلاق، بايد پس از ديگرى باشد نه يك دفعه و گرنه «مرّتان» نمىشود، بلكه يك مرّه و يك دفعه خواهد بود. به همين دليل خداوند با واژه «مرّه» آورده، تا بر كيفيت انجام طلاق و اينكه هر «مرّه» يك بار طلاق است، دلالت كند، همچنان كه در عربى واژههاى «دفعه»، «كرّه»، «نزله» از نظر وزن و معنا و اعتبار مانند «مرّه» هستند.
براين اساس اگر مرد به همسرش بگويد: «أنت طالق ثلاثاً»، يعنى: «تو را سه بار طلاق دادم»، همسرش را سه بار يا دو بار، يكى پس از ديگرى، طلاق نداده است، بلكه
(٢١) التفسير الكبير، ج٦، ص١٠٣.