فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٨ - جدال تعبّد و تعقّل در فهم شريعت (١) مسعود امامى
پيش روى نه تنها ما را از پژوهش در باره اين زاويه و زواياى ديگر درون دينى و برون دينى اين موضوع بى نياز نمىكند، بلكه به همين دليل ما را از قضاوت نهايى باز مىدارد و به تحقيق بيشتر درابعاد گوناگون اين بحث دعوت مىكند.
١. تعريف تعبّد وتعقّل
١ ـ ١. تعبّد وتعقّل در سه قلمرو دينى
در نگاه نخستين، تعبد وتعقل در سه قلمرو، شايسته طرح است. نخست در اصل پذيرش دين؛ بدين معنا كه پذيرش و باور به دين، يا تنها برخاسته از مقدماتى است كه مقبول عقل سليم است، مانند دليل عقلى و درك شهودى و يا چنين نيست و دل بستگىهاى فردى، قومى، ملّى و يا آنچه از حجّيت و اعتبار برخوردار نيست، آن را شكل مىدهد. از فرض نخست، گاه به «دين تحقيقى» و از فرض دوم به «دين تقليدى» ياد مىكنند. ترديدى نيست كه تعقل در اين حوزه رجحان مطلق دارد و وجه معقولى براى پذيرش تقليد يا تعبّد وجود ندارد.
گاه ـ در همين حوزه پذيرش دين ـ آموزههاى درون دينى، كه اثبات اعتبار آنها بر اثبات حقانيت دين متوقف است، مقدمه دلايل اثبات حقانيت دين مىگردند. واضح است كه اين فرض نيز ـ كه شايد بتوان نام آن را تعبّد گذاشت ـ به دليل گرفتار شدن اعتبار دليل آن به دور منطقى، به هيچ وجه عقلانى نيست. پس در هر صورت، در قلمرو قبول و پذيرش دين، تعبّد هيچ جايگاه دفاع پذيرى ندارد.
حوزه دوم، گستره عمل و پاى بندى به دين بعد از پذيرش، باور و ايمان است. در اين حوزه اگر بتوان معنايى براى تعبد و تعقل ارائه كرد، تعبد عبارت خواهد بود از سر سپردگى مطلق و بى چون و چراى عملى به دستورهاى دينى و ايمان و باور به حقانيّت آموزههاى تكوينى و تشريعى درون دينى. در اين صورت، تعقل در نقطه مقابل تعبد جاى خواهد گرفت و عبارت است از باور به حقانيّت برخى آموزههاى درون دينى و پاى بندى عملى به برخى دستورهاى دينى، به دليل تأييد آن با عقل بشرى، يا عدم باور به حقانيّت برخى آموزههاى