فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠٣ - پژوهشى در باره توقيع شريف امام زمان(ع) به اسحاق بن يعقوب محمد شقير
حضرت به جهت ترس از كشته شدن غايب شده است و اگر اشكال شود كه اين احتمال صحيح نيست؛ زيرا براى همه مردم در آن زمان معلوم بود كه سفيران تنها راه دسترسى به امام مهدى(ع) هستند، بنابراين توقيع تأثيرى در اين زمينه نداشته است، در جواب مىگوييم: معلوم بودن ارتباط سفرا با امام(ع) تنها در حدّ يك شايعه بين مردم بوده است و اين فرق دارد با اين كه يك سند قطعى از ارتباط سفرا با امام(ع) به دست خليفه برسد. توقيع به روشنى اين مطلب را اثبات مىكرد كه بين محمد بن عثمان بن سعيد عمرى و امام مهدى(ع) در باره قضيه اسحاق بن يعقوب ديدارى صورت گرفته است و ما مىدانيم كه حكومت عباسى به شدّت در پى يافتن امام(ع) بود چنان كه شواهد تاريخى فراوانى بر اين مطلب وجود دارد. پس اگر نزد حكومت عباسى ثابت مىشد كه فردى مانند محمد بن عثمان با امام(ع) ديدار مىكند و جاى او را مىداند و آنها نيز ممكن بود از طريق او به امام(ع) برسند، طبيعى بود كه دستگاه خلافت تمام تلاش خود را مىكرد تا از اين طريق به امام (ع) دست يابد.
به همين دليل كار محمد بن يعقوب كلينى(ره) عاقلانه بود كه آن توقيع را در كتاب كافى نقل نكند، و يكى از نكاتى كه اين مطلب را تقويت مىكند اين است كه اصلاً هيچ توقيعى در كتاب كافى نيامده است و ظاهراً روش در كتاب كافى اين چنين بوده كه از مطالب خلاف تقيه در باره امام مهدى (ع) خالى باشد.
٤. علاوه بر پاسخهاى قبلى مىتوان گفت: از كجا مىتوان يقين داشت كه كلينى(ره) آن توقيع را در هيچ يك از نوشته هايش نياورده است. عدم نقل آن در كتاب كافى دليل نمىشود كه در كتاب ديگرى نيز آن را نياورده باشد، شايد آن را در كتاب «رسائل الائمه» و يا در كتاب ديگرى آورده باشد؛ به ويژه آن كه معمولاً چنين نويسندگانى رسالهها و نامههاى ائمه(ع) را در كتاب جداگانهاى تحت عنوان «رسائل ائمه» و مانند آن مىآوردند. (٩)
(٩) الولاية السياسيه، ص ٣٢ ـ ٣٤. نجاشى در ضمن كتابها و رسالههاى شيخ كلينى از كتابى به نام «رسائل الائمة (ع)» نام برده است. رجال النجاشى، ص٣٧٧).