فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٣ - نكتهها (١٢) رضا مختارى
با توجه به آنچه گذشت مسلّم و محرز شد كه مقصود از «المشعر الحرام» در اين مسأله مزدلفه نيست، بلكه بخش كوچكى از مزدلفه، يعنى كوه قُزَح است و چون در مناسك فقهاى معاصر (دامت بركاتهم) همه جا مشعر به جاى مزدلفه و تمام موقف استعمال شده است، اين تعبير كه در كتب مناسك فرمودهاند: «اگر حاجى صروره باشد مستحب است كه در مشعر الحرام قدم بگذارد» مسامحهآميز و غلط انداز است و همين امر موجب خطاى ديگرى در توجيه آن شده است و آن اين كه برخى فرمودهاند ـ چنان كه در آغاز اين نكته گذشت ـ : «احتمالاً منظور با پاى برهنه قدم گذاشتن در سرزمين مشعر است»، در حالى كه اوّلاً اصلاً «سرزمين مشعر» مراد نيست و ثانياً «وطء»، هم با پاى برهنه صدق مىكند هم با كفش، چنان كه در سخن برخى از فقها به آن تصريح شده است. جالب اينجاست كه در مناسك صاحب جواهر در اين مسأله دقت شده و اساساً ايشان نفرمودهاند كه «وطء مشعر براى صروره مستحب است» تا غلط انداز شود، بلكه مانند ابن حمزه در وسيله مرقومداشتهاند:
و يستحبّ وطء قُزَح برجله، سيّما الصرورة في حجة الاسلام، بل الأحوط ذلك؛ و الصعود عليه و ذكر اللّه (تعالى شأنه) و الدعاء. (٣٥)
از فقيهان معاصر (دامت بركاتهم) هر كس متعرض اين فرع فقهى در مناسك شده همان عبارتى را به كار برده كه در صدر اين نكته گذشت و نقد شد. فقط فقيه مدقّق حضرت آيت اللّه شبيرى زنجانى (دامت بركاته) به طور دقيق ـ و مانند مناسك صاحب جواهر ـ بدون اين كه نامى از مشعر بياورند، در مستحبات مزدلفه نوشتهاند:
الصعود على قُزَح، وهو جبل هناك،و ذكر اللّه تعالى عليه، وطؤه برجليك حافياً، خصوصاً في الصرورة ـ أي من يأتي بحجّة الإسلام عن نفسه ـ بل الأحوط استحباباً ذلك. (٣٦)
(٣٥) مسالك الأفهام، ج٢، ص٢٨ و نيز ر.ك: الروضة البهيّه، ج٢، ص٢٧٦.
(٣٦) هداية الناسكين، ص ٢٠٢.