فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٠ - جدال تعبّد و تعقّل در فهم شريعت (١) مسعود امامى
مورد نظر است:
الف. مراد ـ چنان كه گذشت ـ نوعى گرايش فكرى در فهم و تفسير دين است. از اين رو مىتوان گفت كه موضوع و متعلق اين دو رويكرد، همانا متون مقدس دينى ـ اعمّ از كتاب و سنّت ـ است.
لازمه اين سخن آن نيست كه صاحبان هريك از اين دو گرايش فكرى ـ به ضرورت منطقى ـ به حقانيت دين اعتقاد و باور داشته باشند، بلكه مىتوان فرض كرد كه شخصى با عدم اعتقاد به دين، در مقام تفسير متون دينى، به يكى از اين دو ديدگاه گرايش يابد؛ مثلاً ممكن است يك مستشرق غير مسلمان در مقام فهم و تفسير آيات سوره فيل، چنين نظر دهد كه قرآن در اين آيات درصدد خبر دادن از يك پديده غيبى و خارقالعاده است هر چند او به دليل بى اعتقادى به قرآن، يا دين و يا حتى خدا و حقايق غير مادى، صدق اين خبر را باور ندارد، اما در مقام تفسير، رويكرد تعبد گرايى را برگزيده است.
ب. نبايد در تعريف اين دو ديدگاه گرفتار مصادره به مطلوب شد و تصديق به صحت و سقم، يا حقانيت و بطلان هريك از آنها را در تصوّر و تعريفشان وارد كرد. به ديگر تعبير، بايد از تعريفى ارزشى يا ضد ارزشى كه پيشاپيش موضع ما را در مقام پاسخ گويى به سؤال آشكار مىسازد، پرهيز كرد. اين لغزشى است كه برخى از مدافعان اين دو گرايش گرفتار آن شدهاند.
ج. نيز در مقام تعريف اين دو مفهوم، نبايد ميان آنها نوعى مصالحه و همزيستى معقول برقرار كرد و به اين طريق تنافى ميانشان را برداشت، به گونهاى كه پرسش از حقانيّت يكى از دو گرايش، سؤالى ناموجّه گردد. اين رويه نيز در واقع مصادره به مطلوب و گنجاندن پاسخ دلخواه در ضمن پرسش است. از ياد نبريم كه تعريف ما از عقل گرايى و تعبد گرايى، تعريف پرسشگرى است كه هنوز به داورى نهايى در اين زمينه نرسيده و پرسش خويش را نيز كاملاً معقول و موجّه مىداند.
حاصل آن كه براى ارائه تعريفى روشن از اين دو ديدگاه، شايسته است به نحوه شكلگيرى پرسش خود ـ از موضع يك پرسشگر بى طرف ـ توجه كنيم.