فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٩ - جدال تعبّد و تعقّل در فهم شريعت (١) مسعود امامى
دينى و عدم پاى بندى عملى به برخى دستورهاى دينى به دليل عدم تأييد يا انكار عقل. (١)
عقل گرايى در اين محدوده ـ با توجه به تعريفى كه از آن ارائه شد ـ همراه با درك متعارفى كه انسانها از اديان آسمانى دارند، گرفتار تناقض درونى است و به هيچ وجه ذهن منطقى نمىتواند آن را بپذيرد؛ زيرا انسانها بنابر فهم متعارف خويش، اديان الهى را از جانب آفريدگار دانا، حكيم، عادل و خيرخواهى مىدانند كه سعادت انسانها را پى مىجويد. با چنين پيش فرضى از دين، كه محتواى ايمان و باور دينى است، مخالفت با آموزههاى تكوينى و تشريعى دين به بهانه ناسازگارى با عقلانيّت، نامعقول است و منطقاً با باورهاى ايمانى نخستين جمعناپذير است. البته برخى كسان برداشت نامتعارفى از حقانيّت و ايمان به اديان آسمانى دارند، مثلاً پيامبران را در حدّ مصلحان يا عارفان تنزّل مىدهند. در اين صورت، مىتوان در برخى از فروض، براى تعقل معنايى منطقى تصور كرد.
حوزه سوم ـ كه از منظرى ميان دو قلمرو پيشين جاى مىگيرد ـ محدوده درك و فهم آموزههاى درون دينى است كه متون دينى پيام آور آنهايند. به عبارت ديگر، ما در مرحله اوّل ، به دين، ايمان و باور پيدا مىكنيم و در مرحله دوم، پيام دين را در مىيابيم و در مرحله سوم پاى بند يافتههاى خود مىشويم.
مقصود از تعبد و تعقل در نوشتار حاضر، ظهور اين دو رويكرد در همين قلمرو ـ يعنى فهم و تفسير دين ـ است.
٢ ـ ١. تعريف عقل گرايى و تعبد گرايى در حوزه تفسير دين
مىتوان براى دو رويكرد عقل گرايى و تعبد گرايى در قلمرو فهم و تفسير متون دينى، معانى چندى ارائه كرد، ولى در اين بحث، معناى خاصى از اين دو واژه با ويژگىهاى ذيل
(١) همان، ص٥٠١.