فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٤ - جدال تعبّد و تعقّل در فهم شريعت (١) مسعود امامى
پس از چهار خليفه نخست (خلفاى راشدين) تأثير گذارترين شخصيتها در فقه اهل سنّت از ميان اصحاب پيامبر(ص) عبارت بودند از: عبداللّه بن مسعود، عبداللّه بن عباس، عبداللّه بن عمر، انس بن مالك، زيدبن ثابت، أبى بن كعب، ابوموسى اشعرى، معاذبن جبل، عبادة بن صامت و ابو درداء.
اهل سنّت به سبب اعتقاد به عدالت تمامى اصحاب، رأى آنان را در بلندترين جايگاه، پس از قرآن كريم و سنّت نبوى(ص) قرار دادهاند. قول صحابى با حفظ برخى شرايط كه در مذاهب چهارگانه فقهى اهل سنّت (حنفى، مالكى، شافعى و حنبلى) تفاوت هايى دارد، مىتواند كاشف از سيره پيامبر(ص) باشد.
عصر صحابه رو به پايان بود كه عصر نسل نخستين تابعين شكل گرفت و به تدريج اختلافهاى موردى در موضوعهاى گوناگون فقهى، تبديل به تفاوت در روشهاى فقهى شد. يكى از نخستين عوامل شكل دهنده اين تفاوتها، مسئله جواز يا عدم جواز طرح موضوعهاى فرضى (فقه افتراضى) بود. گروهى از فقيهان به دنبال طرح پرسشهاى تقديرى و گسترش دادن نظرى فقه بودند كه به «اصحاب أرأيت» يا «أرأئيون» شهرت يافتند. (٤٦)اين نام گذارى از آن رو بود كه اينان پرسشهاى فرضى خود را غالباً با عبارت قالبى «أرأيت...» مطرح مىكردند.
مكتب فقهى كوفه كه عمدتاً برخاسته از تعاليم فقهى عبداللّه بن مسعود (م٣٢) و مهمترين شاگردش ابراهيم نخعى (م٩٦) بود، خاستگاه پديده فقه افتراضى گرديد؛ به گونهاى كه حمّاد بن ابى سليمان (م١٢٠) شاگرد ابراهيم نخعى برجستهترين شخصيت اين گروه شمرده مىشد. مكتب فقهى مكه نيز كه به شدّت متأثر از شخصيّت علمى ابن عباس در تفسير قرآن و درايت حديث بود، پس از كوفه زمينه ساز رشد اصحاب أرأيت گرديد.
حوزه فقاهت كوفه تقريباً به تصرّف اصحاب أرأيت درآمد و زمينه براى شكلگيرى يكى از دو گرايش مهم فقه اهل سنّت، يعنى «اصحاب رأى» و رشد علمى بزرگترين
(٤٦) معالم المدرستين، ج١، ص٧٧.