فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧١ - جدال تعبّد و تعقّل در فهم شريعت (١) مسعود امامى
حكم تنها براى خداست و (از نتيجه حكميت) خشنود نيستيم و هيچ گاه مردان را در دين خدا داور قرار نمىدهيم.
خوارج در تحت شعار «لا حكم إلاّ للّه» كه بر گرفته از آيه شريفه {إن الحكم إلاّ للّه } (١٥)است، پديد آمدند و پس از آن فرقههاى گوناگونى از آنان شكل گرفت و در عقايد نيز مختلف گشتند. دركى كه خوارج از اين آيه داشتند، دركى سطحى، ظاهر بينانه و عارى از تعقل و تعمّق بود. آنان براين باور بودند كه داورى انسانها در نزاعها و اختلافات و يا سلطنت و حاكميت آنها بر مردم، با اطلاق و حصر اين آيه شريفه منافات دارد.
در واقع باكنار نهادن مهمترين پيش فرضهاى بديهى دانش بشرى در اين مورد، به اطلاق بى چون و چراى اين آيه شريفه تمسك جستند و حركت حكميّت و تشكيل حكومت براساس آن را انكار كردند. برداشت خوارج از اين آيه، نمونه روشنى از نوعى نگرش تعبّد گرايى است كه در فهم متون دينى از تأثير بديهىترين دانستههاى بشر خوددارى مىشود.
در مقابل، اميرالمؤمنين(ع) در ردّ اين تفسير از دين، برهمان اصول بديهى خرد تكيه مىكند و تفسيرى متناسب با پيش فرضهاى عقل بديهى ارائه مىدهد. او تأكيد مىكند زندگى اجتماعى انسانها تنها با برپايى حكومت شكل مىگيرد و معناى انحصار حاكميت در خداوند اين نيست كه مردم بى نياز از حكمرانان بشرى باشند. همچنين آن حضرت انحصار حكميت و داورى براى خداوند و كتاب او را مغاير با داورى انسانها بر اساس فهم و تفسيرشان از قرآن نمىداند و تصريح مىكند كه براى پذيرش داورى كتاب خدا، چارهاى جز تفسير آيات آن توسط انسان نيست.
اميرالمؤمنين على(ع) با شنيدن سخن خوارج كه مىگفتند «لا حكم إلاّ للّه»، چنين فرمود:
كلمةُ حقٍّ يُراد بها الباطل. نعم إنّه لاحكم الاّ للّه و لكن هؤلاء يقولون: لا إمرة إلاّ للّه، و إنّه لابدّ للناس من امير بَرٍّ أو فاجر يعمل في إمرته المؤمن و يستمتع فيها الكافر و يُبلّغ اللّه فيها الأجل و يُجمع به الفيءُ و يقاتل به العدوّ و تأمن به السبل و
(١٥) وقعة صفّين، ص ٥١٣؛ بحار الانوار، ج٣٢، ص٥٤٤.