فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٢ - پژوهشى پيرامون مؤونه در خمس آیة الله رضا استادى
منظور ما از ذكر اين روايت طولانى كه به تناسب بحث آن را تقطيعكرديم، كلمه «يمونهم» است كه دوبار در اين روايت آمده است. ابن دريد در كتاب «الجمهره» مىگويد:
«وقتى كسى مؤونه اهل و عيال و افراد ديگر را متحمّل شود، مىگويند: مان الرجل أهله».
پس جمله «يمونهم» كه در روايت تكرار شده از ماده «مؤونه» است و منظور امام از آن چيزى است كه سبب بى نيازى فقيران و مساكين گردد؛ بنابراين از اين روايت استفاده مىشود كه مؤونه انسان و اهل و عيال او شامل آن چيزى است كه انسان در زندگى به آن نياز دارد. پس معناى مؤونه ـ چنان كه برخى از اهل لغت گفتهاند ـ فقط قوت (طعام) نيست.
اگر چه روايت مرسل است، ولى امكان استفاده از اين روايت و امثال آن در تفسير برخى كلمات و تعيين مراد از آن در نزد عرف آن زمان ـ حتى اگر احتمال بدهيم كه روايت جعلى باشد ـ وجود دارد؛ زيرا كسى كه روايت را نقل مىكند از اهل عرف زمان خود بوده و به آنچه متعارف آن زمان است تكلم مىكند.
٨. محمد بن إدريس في آخر السرائر نقلاً من كتاب محمد بن عليّ بن محبوب عن أحمد بن هلال، عن ابن أبي عمير، عن أبان بن عثمان، عن أبي بصير، عن أبي عبداللّه(ع)، قال: كتبت إليه ... و عن الرجل يكون في داره البستان فيه الفاكهة يأكله العيال إنّما يبيع منه الشيء بمائة درهم أو خمسين درهماً هل عليه الخمس؟ فكتب أمّا ما أكل فلا و أمّا البيع فنعم هو كسائر الضياع؛
ابى بصير مىگويد: از امام صادق(ع) درباره مردى كه در خانهاش باغ ميوه دارد و مقدارى از آن را براى اهل خانه مصرف مىكند و مقدارى از آن را هم به صد درهم يا پنجاه درهم مىفروشد، پرسيدم كه آيا خمس بر او واجب است؟ امام(ع) در جواب فرمودند: آن مقدارى كه براى مصرف اهل خانه است خمس ندارد؛ ولى بر آن مقدار كه به فروش مىرسد همانند ساير ضياع (درآمدها و زراعتها) خمس تعلق مىگيرد. (١٤)
(١٤)كافى، ج١، ص٥٣٩.