فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥١
دليل دوم:سبب ضمان، عدوانى غاصب بود كه با رضايت مالك نسبت به بقاى چاه يا با نهى از پركردن آن از بين مىرود.
دليل سوم:اين دليل را محقق رشتى بيان كرده و در حقيقت توضيح و تبيين دقيق و علمى ادله قبلى است. حاصل اين دليل آن است كه استمرار وجود چاه تا لحظه سقوط كسى در آن، سبب ضمان سقوط و تلف ناشى از آن مىگردد و عدوان حقيقى در حق كسى كه در چاه سقوط كرده همين بقاى چاه و پر نشدن آن است و گرنه اصل وجود چاه هيچ عدوان عرفى يا شرعى برآن فرد محسوب نمىشود. هرگاه مالك از پر كردن چاه جلوگيرى كرده باشد بقاى چاه مستند به اوست نه به غاصب؛ زيرا تأثير علت مبقيه در آثارى كه مترتب بر بقاى شىء است بيش از تأثير علت محدثه بر آن آثار است. براى چاه در اينجا چندين وجود بر حسب مراحل زمانى متصور است، تلف شدن كسى يا چيزى كه در چاه افتاده است، سبب از وجود چاه در زمان سقوط است، نه وجود آن قبل از سقوط. بنابراين اگر اين وجود مقارن با سقوط مستند به همان كسى باشد كه وجود قبل از سقوط مستند به او بود، نسبت دادن سقوط و تلف به او صحيح است، مانند آن كه غاصب بدون رضايت مالك به بقاى چاه آن را تا زمان سقوط باقى گذاشته باشد، كه در اين صورت نسبت دادن تلف به غاصب درست است. اما اگر وجود چاه مقارن با سقوط، مستند به شخص ديگرى باشد، سقوط و تلف مستند به آن شخص است... رضايت مالك به بقاى چاه يا جلوگيرى او از پر كردن آن، مانند اذن به حفر چاه است و در هر دو صورت اثر حفر به مالك برمىگردد. پس رضايت مالك به بقاى چاه يا جلوگيرى او از پر كردن آن تا لحظه سقوط كسى در آن، موجب سقوط ضمان از غاصب مىشود. (١٢٣)
٤. ابراى مضمونٌ عنه توسط ضامن قبل از پرداخت بدهى به مالك
اگر ضامن مضمونٌ عنه (بدهكار) را قبل از آن كه بدهى اش را به مالك بپردازد ابراء كند، آيا اين ابراء صحيح است؟ و آيا چنين ابرايى ابراى چيز غير ثابت نيست؟
(١٢٣) كتاب الغصب (محقق رشتى)، ص١٣٥ و ١٣٦.