فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٤٩
باز دارد على رغم اين كه در ابتداء به حفر چاه راضى نبود. در اين جا اين سؤال پيش مىآيد كه آيا رضايت مالك به بقاى چاه يا نهى او از پر كردن آن باعث ابراى غاصب از ضمان سقوط مىشود ؟ دراين فرض دو قول وجود دارد:
قول اوّل:رضايت مالك مقتضى ابراى غاصب و اسقاط ضمان از او نيست. شيخ طوسى و سيد ابن زهره و محقق نجفى اين نظريه را پذيرفتهاند.
شيخ طوسى مىگويد:
اگر شخصى زمينى را غصب كرده و چاهى در آن حفر كند... هرگاه غاصب بخواهد چاه را پر كند حق چنين كارى را دارد، خواه مالك راضى باشد، خواه راضى نباشد؛ زيرا غاصب در ملك ديگرى چاه حفر كرده و ممكن است انسان يا حيوانى در آن بيفتد و ضامن شود. البته اين در صورتى است كه مالك او را ابراء نكرده باشد. (١١٧)
ابن زهره نيز شبيه اين مطلب را بيان كرده است. (١١٨)محقق نجفى بر اثبات اين قول سه دليل ذكر مىكند:
دليل اوّل:رضايت مالك به بقاى چاه يا نهى از پر كردن آن، اعم از اسقاط ضمان غاصب از سقوط كسى در چاه است و بين اين دو هيچ ملازمهاى وجود ندارد؛ چون ممكن است مالك به بقاى چاه راضى باشد و يا از پركردن چاه جلوگيرى كند ولى نخواهد غاصب را از ضمان سقوط ابراء كند.
دليل دوم:حفر چاه از ابتدا تصرف عدوانى غاصب و بدون اجازه مالك بوده است و اين تصرف عدوانى از نظر شرعى سبب ضمان است، رضايت بعدى مالك نسبت به بقاى چاه نمىتواند اين سببيت تصرف عدوانى را براى ضمان از بين ببرد؛ زيرا ممكن نيست كار گذشته را از صفتى كه داشت در آينده تغيير داد.
دليل سوم:رضايت بعدى مالك حتى اگر بتواند صفت عدوانى بودن را از تصرف غاصب
(١١٧) مبسوط، ج٣، ص٧١.
(١١٨) غنية النزوع، ص٢٨١.