فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٤ - متعه حج در كتاب و سنّت آیت الله جعفر سبحانى
على(ع) همچون پيامبر(ص) به همراه خود قربانى داشته است. از اين رو او و پيامبر(ص) و هركس كه قربانى با خود آورده بود، بر احرام خود باقى ماندند؛ اما ابو موسى و كسانى كه به همراه خود قربانى نداشتند با انجام عمره از احرام خارج شدند و چنانچه پيامبر(ص) هم با خود قربانى نياورده بود، آن را عمره قرار داده از احرام خارج مىشد. (٨٥)
٣. مسأله ممنوعيت متعه حج، براى كسانى كه در تاريخ غور مىكنند تا بر جزئيات اين جريان آگاه شوند، مايه عبرت است. اين پيامبر(ص) است كه به همراه هزاران نفر از اصحاب واعراب بيابان نشين حج كرد و به شهادت خرد و كلان، غريب و غير غريب، در طى آن دستور داد تا عمره را در حجشان داخل و ميان اين دو عمل از احرام خارج شوند. اما عليرغم اين حقيقت، اندكى پس از رحلت پيامبر(ص) منطق قدرت بر قدرت منطق چيره شد و تمتّع ميان عمره و حج از محرماتى شد كه مرتكب آن بايستى متحمل اشدّ مجازات شود. اين در حالى است كه اين مسأله منشأ تهديدى براى قدرتهاى حاكم نبوده است. وقتى حال و روز مسألهاى غير سياسى چنين باشد، تصور كنيد يك مسأله سياسى كه منافع شخصى برخى را مورد تهديد قرارمىدهد چه وضع و روزى خواهد داشت. در اين صورت جاى شگفتى نيست كسى كه داراى هواهاى نفسانى است در مقابل حقيقتى كه پيامبر به آن دستور داده است، ايستادگى كند.
با اين بيان، خوانند محترم به سادگى در مىيابد كه ماهيت مخالفت برخى صحابه با حق مشروع على(ع) در خلافت، چه بوده است. بسيارى از محققان اهل سنت نصوصى را كه در اوايل يا اواسط و اواخر بعثت در باره خلافت امام اميرالمؤمنين(ع) وارد شده است، توجيه و آنها را به دعوت پيامبر(ص) به يارى و دوست داشتن على(ع) تفسير مىكنند. شيخ سليم البشرى، استاد وقت دانشگاه الازهر مصر در نامهاى كه به سيد عبدالحسين شرف الدين مىنويسد، مىگويد:
كسانى كه چشمان تيزبين و ديدگاه استوار دارند صحابه را از مخالفت با ظواهر
(٨٥) همان.