فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٩ - فقه در انديشه احيا گرانه سيد جمال الدين اسد آبادى عزيز اللّه مهريزى - مسعود امامى
و در استحصال اسباب مدنيّت كوشيدن گرفت. دين اسلام آن يگانه دينى است كه ذمّ اعتقاد بلادليل و اتّباع ظنون را مىكند و سرزنش پيروى از روى كورى را مىنمايد، و مطالبه برهان را در امور به متدينين نشان مىدهد، و در هرجا خطاب به عقل مىكند و جميع سعادات را نتايج خرد و بينش مىشمارد، و ضلالت را به بى عقلى و عدم بصيرت نسبت مىدهد، و از براى هريك از اصول عقايد به نهجى كه عموم را سودمند افتد(به قرآن شريعت رجوع شود) (٣٤)اقامه حجت مىنمايد بلكه غالب احكام را به حكم و فوايد آن ذكر مىكند. و هيچ دينى نيست كه اين فضيلت در او بوده باشد، و چنان گمان مىكنم كه غير مسلمين نيز بدين مزيت اعتراف خواهندكرد.» (٣٥)
٥. تفسير قضا و قدر
سيد جمال به حضور و پويايى همه عناصر دين در صحنه جامعه و بيرون كشيدن آنها از انزوا و ركود و دميدن روح تازه در كالبد بى جان آنها براى رسيدن به عظمت و مجد اسلام و مسلمانان باور داشت. او براى دست يابى به چنين آرمانى، زير ساختهاى انديشههاى انزوا طلب و بى تحرك را به چالش مىكشيد و به بازخوانى و بازسازى مفاهيم مستهلك و فرسوده فرا مىخواند. در اين راستا رسالهاى در قضا و قدر نوشت و اين آموزه بلند دينى را از انحطاطى كه گرفتار آن بود رهايى داد و آن را به باورى اصلاحى، انقلابى و حركت آفرين بدل كرد:
«... يكى از اصول و مسائل اساسى دين اسلام عقيده قضا و قدر است. فرنگىها با برداشت غلطى كه از آن كردهاند بر اين توهّمند كه عقيده قضا و قدر اگر در اذهان و نفوس قومى جاى گرفت همت و قوّت را از آنان ستانده و ضعف و پستى
(٣٤) در قرآن مجيد آيات بسيارى در ضرورت تفكر، تعقل، عدم پذيرش روش باطل پيشينيان، استناد به دليل و برهان و... آمده است و سيد براى دورى از تفصيل، اهل خرد را به مطالعه قرآن دعوت مىكند.
(٣٥) همان، ص٦١ ـ ٦٢.