فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٥ - فقه در انديشه احيا گرانه سيد جمال الدين اسد آبادى عزيز اللّه مهريزى - مسعود امامى
شخصيت خويش را پنهان داشت تا به اهداف بلند خود دست يابد. در حالى كه شواهد گويايى بر ملّيت ايرانى و بخصوص پاى بندى او به مذهب تشيع وجود دارد، اما ترديدى نيست كه سيد در طول زندگى پرفراز و نشيب خود تلاش فراوانى كرد تا ويژگيهاى تفرقه برانگيز شخصيت خود ـ از جمله مليت و مذهب خويش ـ را پنهان دارد.
فرانگرى و هدف سيد، او را به پنهان كردن مذهب و مليت، هم نشينى با سلاطين وامرا، عضويت در جمعيت فراماسونرى، توجه به تمدن و تجدّد غرب، سفر به سرزمينهاى شرقى و غربى وا مىداشت. او الگو و راهبر باز خيزش اسلامى و نماد حركت و بيدارى جوامع مسلمان در قرون اخير است؛ سراسر جوش و خروش بود و كلام و قلم آتشينش به دگرگونى و تحوّل فرا مىخواند:
«اگر كسى بگويد چون ديانت اسلام چنين است، پس چرا مسلمانان بدين حالت حزنانگيز مىباشند؟!
جواب مىگويم: چون مسلمان بودند، بودند چنانكه بودند و عالم هم به فضل آنها شهادت مىدهد و اما اينك، پس بدين قول شريف اكتفا خواهم كرد: إنّ اللّه لايغيّر ما بقومٍ حتّى يغيِّروا ما بأنفُسِهم» (١).
اما آنچه در اين نوشتار ـ با كاوش در آثار سيد ـ در پى آن هستيم، آشنايى كوتاهى با بينش تحوّل خواه او نسبت به فقه و شريعت است.
در آثار برجاى مانده از او كمتر مىتوان به مباحث مدرسى در زمينه فقاهت و اجتهاد دست يافت. او حتى آنگاه كه مفاهيم كلاسيك فقه و اصول را به كار مىبرد، كمتر به شيوه اهل فن سخن مىراند و بيشتر در لباس مصلح واحياگرى ظاهر مىشود كه درصدد دميدن روح تازه در اين مفاهيم است تا آنان را به خدمت اهداف احياگرانه خود در آورد.
آنچه در پى مىآيد گوشهاى از انديشههاى بلند فقهى او و يا باورهاى مرتبط با آن است:
(١) مجموعه رسائل و مقالات، ص٦٣.