فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٠ - بستن دستها در نماز، بدعت يا سنت ؟ آیت الله جعفر سبحانی
استدلال به اين روايت در گرو صحت سند و تمام بودن دلالت آن است. اما از نظر سند: اگر چه اين روايت را بيهقى و نسايى با دو سند گوناگون نقل كردهاند، در هر دو سند، «عبداللّه» وجود دارد. در سنن نسايى آمده است:
عبداللّه به ما خبر داد، و در سنن بيهقى آمده است: عبداللّه بن جعفر به ما خبر داد كه مقصود از او، عبداللّه بن جعفر بن نجيح سعدى است و در ضعف اين فرد، آنچه عبداللّه فرزند امام احمد از پدرش نقل كرده، كافى است و آن اين كه «وكيعوقتى به حديثى از عبداللّه بن جعفر مىرسيد، آن را حذف مىكرد و در جايى ديگر از پدرش از مشايخش نقل مىكند كه «بعد از آن كه وضع و حال او را دانستم، هيچ حديثى از او ننوشتم»، و دورى از ابن معين نقل كرده است كه او قابل اعتنا نيست.
ابوحاتم مىگويد: يزيد بن هارون در باره او پرسيد، و او گفت: از چند چيز نپرسيد. عمروبن على در مورد او گفته كه ضعيف است.
ابوحاتم باز در باره او مىگويد: احاديث بسيار ناشناختهاى دارد. او از طريق راويان ناشناخته، از ثقات روايت مىكند... نسايى در حق او گفته كه احاديثش متروك است، و مرة در باره او گفته است: ثقه نيست. (٢٩)
اما دلالت روايت:ممكن است اين حديث، شكل ديگرى از حديث اوّل باشد با اين تفاوت كه حديث اوّل عبارتى را در بردارد كه اين حديث فاقد آن است ؛ زيرا در حديث اوّل آمده بود كه «پيامبر(ص) پس از آن كه خود را با لباسش پوشاند، دست راست را روى دست چپ قرار داد» پيشتر گفتيم كه مطابق ظاهر حديث، پيامبر(ص) كنارههاى جامهاش را جمع كرده و با آن، سينه خود را پوشانده است و دست راست را روى دست چپ قرار داده تا جامهاش شل و آويزان نباشد. به هر حال چون دليل اين عمل پيامبر(ص) روشن نيست، نمىتوان به آن استدلال كرد. افزون بر اين، در خود حديث شاهدى وجود دارد كه نشان مىدهد قبض در صدر اوّل، متداول نبوده؛ زيرا در حديث آمده است: «علقمه را ديدم كه آن
(٢٩) تهذيب التهذيب، ج٥، ص١٧٤، شماره ٢٩٨.