فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٢٦٠ - تبديل گياهان به خاشاك
النَّبِيِّينَ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً.
احزاب (٣٣) ٤٠
نيز--) انبيا، خاتمالانبيا و محمّد صلى الله عليه و آله
خادع/ اسماوصفات
خادع از اسما و صفات خداوند و به معناى جزادهنده به مكر و حيله است [١] و يك بار در سوره نساء (٤) آيه ١٤٢ آمده است.
نيز--) مكر، مكر خدا
خارجة بن زيد
خارجة بن زيد انصارى از تيره خزرج و از بزرگان صحابه و از جمله بدريّون بود و در غزوه احُد به شهادت رسيد. [٢] برخى مفسّران، آيه ١٥٥ آلعمران (٣) را درباره وى و ديگر فراريان غزوه احُد، دانستهاند، كه خداوند، ضمن نكوهش اين عمل، وى و ديگر فراريان را بخشيد. [٣]
خاشاك
خاشاك، ساق علف و چوب و ريزههاى باريك و خار و خس با خاك آميخته، ريزه كاه با خاك به هم آميخته است. [٤] در اين مدخل از واژههايى مانند «هشيم»، «غثاء»، «عصف» و «حطام» استفاده شده است.
تبديل به خاشاك
تبديل كشتزارها به خاشاك
١. تبديل كشتزارها به خاشاك، پس از رويش آنها با رنگهاى مختلف، از جلوههاى قدرت خداوند:
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسَلَكَهُ يَنابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطاماً .... [٥]
زمر (٣٩) ٢١
٢. تبديل كشتزارها به خاشاك، زمينه يادآورى و پندپذيرى خردورزان:
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسَلَكَهُ يَنابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطاماً إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ.
زمر (٣٩) ٢١
تبديل گياهان به خاشاك
٣. تبديل گياهان سبز و خرّم به خس و خاشاك، جلوهاى از تقدير خداوند:
وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى وَ الَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعى فَجَعَلَهُ غُثاءً أَحْوى.
اعلى (٨٧) ٣-/ ٥
[١] . اسما و صفات الهى فقط در قرآن، ج ١، ص ٤٠٣
[٢] . الطّبقات، ج ٣، ص ٣٩٧؛ الاستيعاب، ج ٢، ص ١٩٠؛ اسدالغابه، ج ٢، ص ١٠٨
[٣] . الدرّالمنثور، ج ٢، ص ٣٥٥؛ مفحمات الاقران، ص ٦٥؛ روحالمعانى، ج ٣، جزء ٤، ص ١٥٥
[٤] . لغتنامه، ج ٦، ص ٨١٨٠، «خاشاك»
[٥] . «حطام»، شكسته و خرد [خاشاك] شده از چيز خشكاست. (مفردات، ص ٢٤٣، «حطم»)