فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٢٥٥ - چهارپا
سوگند به حيوانات
٤٥. سوگند خداوند به حيوانات وحشى، هنگام پنهان شدنشان در لانهها، براى اثبات حقّانيّت قرآن:
فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ الْجَوارِ الْكُنَّسِ إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ. [١]
تكوير (٨١) ١٥ و ١٦ و ١٩
سيطره بر حيوانات
٤٦. تسلّط و سيطره خداوند بر حيوانات، از تعاليم هود عليه السلام:
قالُوا يا هُودُ ... قالَ ... ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها .... [٢]
هود (١١) ٥٣ و ٥٤ و ٥٦
شعور حيوانات
٤٧. حيوانات، داراى نوعى شعور:
وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ.
انعام (٦) ٣٨
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ ... وَ الدَّوَابُ ....
حج (٢٢) ١٨
وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ.
تكوير (٨١) ٥
شكار حيوانات
٤٨. ضرورت پرهيز از شكار و صيد حيوانات، با انگيزهاى جز تأمين نيازهاى خوراكى:
... فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ ... وَ اتَّقُوا اللَّهَ .... [٣]
مائده (٥) ٤
ضرررسانى حيوانات
٤٩. توانايى ضرررسانى جنبندهاى به جنبنده ديگر، منوط به خواست خداوند:
إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ ... ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها .... [٤]
هود (١١) ٥٦
طبقهبندى حيوانات
١. پرنده
--) پرنده
٢. چهارپا
٥٠. حركت دستهاى از حيوانات با چهارپا:
وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ ... وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلى أَرْبَعٍ ....
نور (٢٤) ٤٥
٥١. آفرينش حيوانات چهارپا، نشانه قدرت خداوند:
وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ ... وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلى
[١] . «كنس» به معناى وارد شدن [حيوان] وحشى در لانهاش است. (الكشّاف، ج ٤، ص ٧١٠) برخى مفسّران احتمال دادهاند كه مقصود از «الخنس، الجوار الكنس» حيوانات وحشى باشند. (الميزان، ج ٢٠، ص ٢١٧)
[٢] . «ناصيه» به موهاى جلوى سر گفته مىشود و بر جلوى سر نيز اطلاق مىشود (لسانالعرب، ج ١٤، ص ١٦٩، «نصا») «أخذ به ناصية»، كنايه از كمال تسلّط و نهايت قدرت است. (الميزان، ج ١٠ ص ٣٠٢)
[٣] . فرمان به تقواپيشگى، پس از تجويز استفادههاى خوراكى از شكار، مىتواند اشاره به اين معنا داشته باشد كه شكار كردن به انگيزههايى ديگر، همانند تفريح و تفرّج، خلاف تقواست
[٤] . مقصود از بيان سلطه خداوند بر همه جانداران به دليل وقوع آن، پس از مبارزهطلبى هود عليه السلام و توكّل بر خداوند، اين مبناست كه: همه چيز مقهور خواست خداوند است و بدون رخصت او هيچ جاندارى- چه رسد به بتهاى بيجان- توان ضرررسانى ندارد