مسائل منطقهاى ايران - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٢٨
١- اين اقدام به تشديد تعارض بين ارمنىها و تركها مىانجاميد و در نتيجه دو جمهورى ارمنستان و آذربايجان را وا مىداشت كه براى حل و فصل منازعه موجود به شوروى مراجعه كنند و همواره به آن وابسته باشند.
٢- ادامه تعارض در جمهورىهاى غير روس مىتوانست، اتحاد احتمالى آنان عليه روسها را از بين ببرد.
٣- مشكلات ارضى و مرزى براى جمهورىهاى مختلف، فكر جدايى و دستيابى به استقلال جمهورىها را كاهش مىدهد.
٤- روسها با اين اقدام، مايه خشنودى تركيه را فراهم آوردند و در آن شرايط، جلب نظر تركيه موجب مىشد كه روسها بتوانند از تنگههاى بسفر و داردانل استفاده كنند.
٥- گسترش اختلافات در شرق روسيه، مسلمانان و ارمنىها را تضعيف و زمينه بيشتر صدور انقلاب بلشويكى را فراهم مىكرد. «١» هر چند هم اكنون نيز بر سر مالكيت قرهباغ اختلاف وجود دارد؛ امّا جمهورى آذربايجان، دلايل زيادى را براى اثبات مالكيت و حاكميت خود بر قرهباغ اقامه مىكند كه برخى از آنها از اين قرارند:
١- قرهباغ از گذشته دور تحت حاكميت آذرىها قرار داشت، و سرزمين موعود ارمنىها يا ارمنستان تاريخى نه در قرهباغ بلكه گفته مىشود در شرق آسياى صغير (تركيه فعلى) و خارج از محدوده قفقاز واقع است.
٢- تا سالهاى اوليه قرن نوزدهم ميلادى، تنها ٢٠ درصد جمعيت قرهباغ را ارمنىها تشكيل مىدادند، ولى پس از آن، بيشتر به دليل سياستهاى استعمار روسيه، «٢» بر شمار ارمنىها در قره باغ افزوده شد.
٣- تا سالهاى پس از جنگ جهانى اوّل، تنها داشناكها (ارمنىهاى افراطى) با الحاق قرهباغ به آذربايجان مخالف بودند، در حالى كه ارمنىهاى قرهباغ به جهت همبستگى