مسائل منطقهاى ايران - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٢٢
همكارى نمودهاند. به عنوان مثال، كردهاى ايرانى كه صفويه به حمله و تجاوز اقوام و قبايل گوناگون عليه آنها خاتمه داده بود، از صفويه در مقابل امپراتورى عثمانى حمايت كردند. «١» تا قبل از جنگ جهانى اول، كردها در ايران، امپراتورى عثمانى و در روسيه تزارى مىزيستند. پس از آن، و به هنگام تجزيه امپراتورى عثمانى، بخشى از سرزمين و جمعيت كردها به عراق و سوريه واگذار شد. در حال حاضر، كردها بيشتر در غرب ايران، شمال عراق، جنوب تركيه، شرق سوريه و در جمهورىهاى ارمنستان، آذربايجان، گرجستان، قرقيزستان و تركمنستان زندگى مىكنند. در ايران، علاوه بر كردستان، تعدادى از كردها در قوچان، بجنورد، دره گز، ورامين، منجيل، قزوين، جنوب غربى پشت كوه و بعضى از نواحى فارس و كرمان به سر مىبرند. به ديگر سخن، از هر چند ايرانى، يك نفر كرد است، در حالى كه اين رقم در عراق بيش و در تركيه بيشتر است. بنابراين، مقايسه كل جمعيت كردها با كل جمعيت ايران، تركيه و عراق نشان از آن دارد كه كردها تنها در عراق از وزنه جمعيتى برخورداند.
البته مسأله كردستان، يك مسأله قديمى است. زيرا، آنها حدود ٢٠٠ سال است كه براى دستيابى به خواستههاى خود مبارزه مىكنند. در واقع آغاز بحران كردستان را بايد در قيام اوايل قرن ١٩ ميلادى جستجو كرد. به طور كلى، تا قبل از جنگ جهانى اول، شورشهاى اقوام كرد، بارها در مناطقى از سليمانيه، رواندوز، موصل، مهاباد، اروميه، ديار بكر و مناطق ديگرى در جنوب امپراتورى عثمانى روى داد. اين شورشهاى ناكام كه توسط افرادى چون عبدالرحمن پاشا، بدرخان بيگ، يزدان شير، شيخ عبدالله نهرى و ...
رهبرى مىشد، در سالهاى ١١٨٥، ١٢٠٨، ١٢٢٢، ١٢٢٥ و .../ ١٨٠٦، ١٨٢٩، ١٨٤٣، ١٨٤٦ و ... روى داده است. تجزيه امپراتورى عثمانى، بحران كردستان را وارد مرحله حادترى كرد، و به تجزيه و از هم پاشيدگى وحدت و انسجام كردها انجاميد. «٢» در فاصله بين دو جنگ جهانى، كردستان همچنان ناآرام باقى ماند. متفقين علىرغم وعدههاى گذشته، گامى اساسى براى تشكيل دولت مستقل كرد برنداشتند، اما در پيمان سِور) Sevres (منعقده بين تركيه و متفقين، به كردها خودمختارى داده شد، ولى ٥ سال