ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٢ - اصول و مسائل بسيار با اهمّيّتى كه امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام در پاسخ عمران صابى در بارهء الهيّات فرمودند
( سؤال كردى ، پاسخ سؤالت را بفهم ، امّا خداوند يگانه ، از ازل بىهمتا بوده ، موجوديست كه چيزى با او نبوده ، حدود و اعراض راهى به او نداشته است و الآن هم چنانكه در آينده [ براى ابد نيز ] چنان است سپس مخلوقات را بطور ابداعى ( بىسابقهء هستى ) با اعراض مختلف و حدود گوناگون آفريد . اين خلقت ابداعى را نه در چيزى برپاداشت و نه در چيزى محدود ساخت و نه بر چيزى مقابل نمود و نه با چيزى مشابه ) وحدانيّت مطلقهء خداوندى از صفات ذاتى او است ، لذا قابل تغيير بهيچ وجه نيست و هيچ موجودى نمى تواند در برابر آن ذات اقدس چنان مطرح شود و تحقّق پيدا كند كه وحدت مطلقهء خداوندى را مبدّل به واحد عددى نمايد كه موجود مفروض دوم آن بوده باشد . نظير اين وحدت را تا حدّى مى توان در وحدت نفس ( من ) انسانى شهود كرد . من انسانى آن حقيقتى نيست كه در برابر امور مادّى كه مديريّت آنها در اختيار من است ، بعنوان يك واحد بوده باشد كه امور مادّى دوم و سوم . . . . آن من محسوب گردد . البتّه اين يك تنظير ناقص است كه فقط براى توضيح اجمالى در بارهء ازليّت و ابديّت وحدت مطلقهء خداوندى عرض شد كه اگر ميلياردها عالم مانند همين عالم هستى آفريده شوند تحقّق و تقرّر آنها نمى تواند در برابر وجود خداوندى چنان بوده باشد كه وحدت آن ذات اقدس را مبدّل به واحدى نمايد كه با ديگر موجودات عوالم هستى مشمول شمارش قرار بگيرد . اين مسأله را كه امام مطرح فرمودند ، اگر بطور كامل مورد دقّت قرار بگيرد ، مشكلات متعدّدى را كه در رابطهء خداوند با عالم هستى بحث مى شود حلّ و فصل مى نمايد .
ثمّ خلق خلقا مبتدعا . . . خلقت كائنات ابداعى است ، يعنى بهيچ وجه سابقهء هستى نداشته است ، نه هيولى بمعناى اصطلاحى آن كه بالقوّه و استعداد قبلى همهء اشياء ميباشد و نه مادّه بهر معنائى كه منظور شود . تصوّر ابداع و انشاء كه در سخنان رئيس الموحّدين امير المؤمنين عليه السّلام بطور مكرّر آمده است ،