ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٠ - تفسيرى بر احتجاج امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام با عمران صابى
مى كنند : آنان در بارگاه خداوندى نغمه سازى كردهاند كارمندان فلسفهء الهى براى مطرح كردن خويش در جامعه از ناآگاهى مردم سوء استفادهها ميكنند و چنان داد سخن در الهيّات مى دهند كه ذهن دانش پژوهان را راكد مى نمايند .
از طرف ديگر مى دانيم هر شخص گرفتارى در آن موقع كه همهء درها بروى او بسته مى شود دست بطرف آسمان بلند مى كند و چنان جملات زيبائى را در راز و نياز ادا مى كند كه انسان گمان مى كند اين مرد يا زن همهء لحظات عمر خود را در حضور خداوندى بسر مى برده در صورتى كه آن انسان فقط برطرف شدن گرفتارى خود را مى خواهد و خدا را وسيله قرار داده است لذا معناى راز و نياز آنان كه « خدايا ، پناه بر تو ، و روى به تو مى آورم » در حال اضطرار كه همهء درها برويش بسته شده است ، براى آن خدائى است كه در نجات از آن گرفتارى را برويش باز كند و بس و پس از رهائى از آن گرفتارى ، او است و خواسته هايش ، او است و جهالت و حماقتهايش ، او است و خود كامگى - هايش . در آن هنگام كه اين گرفتار مى گويد : « جز تو معبودى ندارم » مقصودش از معبود ، آن عامل قدرتمندى است كه توانائى برطرف كردن آن مصيبت و ناگوارى را دارد كه فعلا دچار آن است ، نه معبود بمعناى حقيقى آن ، زيرا ممكن است نيايش كننده اصلا معناى عبادت را در طول عمر خود نفهميده باشد و يا آن تربيت روحى را نديده باشد كه موجب قرار گرفتن آدمى در جاذبهء ربوبى است . حال اگر اين جمله را از دهان امير المؤمنين بشنويم و يا گويندهء آن ، امام علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام بوده باشد ترديدى نداريم در اين كه وقتى كه در حال نيايش با خدا مى گويند : خدايا پناه بر تو و روى بتو مى آورم يعنى - خداوندا ، من بندهء تو در همهء احوال پناهندهء بارگاه تو و خود را در پيشگاه تو مى بينم بدون كمترين تفاوت در ميان حالات مختلف و متضادّ خود را در شاديها همان گونه پناهندهء بارگاه تو مى بينم كه در اندوهها ، در پيروزىها ، همچنان كه در شكستها ى ظاهرى ] در ميدانهاى جنگ ، همچنان كه در محراب