ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨١ - مطلب چهارم
كه صاحبنظر آن را حقّ و صحيح مى داند و در بيان اين نظريّه شرح و توضيح و تفصيل را به نحوى برگزار مى كند كه ناظران آگاه از نظريّهء مخالف ، اعتراض و انتقادى را كه در آن شرح و توضيح و تفصيل نهفته است دريافت مى كنند .
امّا مسألهء تأويل كه گاهى اصطلاح توجيه و تفسير را هم در بارهء آن بكار مى برند ، چنين است كه شخص محقّق به احتمال اين كه مقصود صاحبنظر از كلمات و اصطلاحاتى كه در بيان نظريّه خود بكار برده است ، روشن نيست و مقصود وى بيان يك حقيقت صحيح و قابل قبول است ، دست به تأويل و توجيه مى زند . اين روش در آن موارد كه امكان پذير است ، بسيار مفيد است زيرا : اوّلا - همين مسأله كه گاهى واقعا يك صاحبنظر از بيان مقصود حقيقى خود با كلمات و اصطلاحات مناسب ناتوان مى گردد و با نظر به عظمت استعداد صاحبنظر و ديگر تفكَّرات او در بارهء مسائل مشابه و غير مشابه او ، تأويل نظريّهء او براى بدست دادن يك معناى صحيح كاملا منطقى است .
ثانيا - اين كار گام مناسبى در راه تقليل اختلافات نظرى است . اختلافاتى كه گاه با يك توجّه ، قابل منتفى شدن هستند . بديهى است كه هر دو نوع انتقاد و تأويل براى بدست آوردن يك معناى صحيح ، چون از منطق واقع يابى برخوردار است ، نه شرق مى شناسد و نه غرب ، و يا نبايد در اين منطق واقعيابى اختلافات اقليمى اختلالى وارد بسازند .
امّا اين كه در مشرق زمين احترام به شخصيّتهاى فلسفى و حكما مورد تأكيد است ، اين مطلب هم قابل تجديد نظر است ، زيرا : اوّلا - چنانكه در مشرق زمين شخصيّتهاى فلسفى و علمى بزرگى هستند كه احترام ديگر شخصيّتها را چه در قلمرو فلسفه و چه در قلمرو علم از ديدگاه اصول انسانى لازم مى دانند ، همچنين در مغرب زمين هم با اين گونه اشخاص اخلاقى كه داراى وجدان و تقواى جهانبينى و علمى هستند آشنايى داريم . ما در برابر راسل بىملاحظه ، و ايتهد با شخصيّت اخلاقى و