ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٨ - ٢ - ملكوت عالم درونى
فوق حدود و هويّت اين گل پاره است ، بايد گفت : امرى است ملكوتى و شعاعى است از اشعّهء عالم امر كه جلوه گاه مستقيم ربوبى است . ابتهاج و شكوفائى روح آدمى با اين احساس است كه صورت مى گيرد و ما مى دانيم كه ابتهاج و شكوفائى روح با تحمّل مشقّتها و سختىها در انجام تكليف ، يك پديدهء طبيعى ناشى از فعّاليّتهاى طبيعى مغز و روان آدمى نمى باشد . اين يكى از حقائق ملكوتى درون آدميان است .
٢ - احساس تعهّد برين - معناى تعهّد برين اينست كه آدمى با يك دريافت بسيار شريف و والا احساس مى كند كه در اين زندگى پر از شگفتىها و در اين جهان پر معنى نمى تواند مانند يك حيوان بىعقل و بىوجدان فقط براى خوردن و خوابيدن رها شده باشد . او در ما فوق فعّاليتها و تعهّدهاى طبيعى كه براى گذراندن زندگى طبيعى خود دارد ، بايستگىها و شايستگىهائى دارد كه روح بدون توجّه به آنها ، از سرنوشت خود سخت نگران و مضطرب است . و بيهوده نيست اين كه بعضى از متفكَّران مى گويند : براى اين كه يك انسان داراى مغز معتدل را چنان مضطرب بسازيد كه كارش به اختلال مغزى بينجامد ، بطور جدّى به او بگوئيد : « تو در اين دنيا آزاد مطلقى » احساس تعهّد برين كه ناشى از شنيدن آهنگ با عظمت هستى است ، يكى از حقائق ملكوتى درون ما است .
هر كسى كه از اين احساس محروم است ، در حقيقت او از تفسير وجود خويشتن محروم است و راهى براى اثبات معنى وجود خويشتن ندارد .
٣ - درك جمال مطلق مطابق ظرفيّت درونى ، يكى ديگر از حقائق ملكوتى درون ما است . بديهى است كه دريافت شده اى بعنوان جمال مطلق داريم كه هر زيبائى معيّن و مشخّص را مانند اين گل ، آن آبشار ، آن صورت زيبا ، آن اثر هنرى . . . بآن تطبيق مى نمائيم . البتّه نمى گويم : هر كسى كه يك نمود زيبا را ديد ، فورا آنرا به جمال مطلق تطبيق مى نمايد ، زيرا دريافت جمال مطلق كار هر كسى نيست ، بلكه مقصود دريافت يك مفهوم مشترك براى انواعى از