ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٠ - صفت بدون موصوف و اسم بدون معنى و حدّ بدون محدود امكان پذير نمى باشد
مادّيّات مى باشد .
٦ - هيچ موجود و هيچ نيروئى نمى تواند مانع حفظ و نگهدارى خداوندى در بارهء موجودات بوده باشد - < شعر > باد ما و بود ما از داد تست هستى ما جمله از ايجاد تست لذّت هستى نمودى نيست را عاشق خود كرده بودى نيست را لذّت انعام خود را وامگير نقل و باده و جام خود را وامگير و ربگيرى كيت جست و جو كند نقش با نقّاش چون نيرو كند ما نبوديم و تقاضامان نبود لطف تو ناگفتهء ما مى شنود < / شعر > مولوى ٧ - حقيقت ارتباط خداوندى را با موجودات و چگونگى تصرّف و امساك و حفظ آنها را هيچ كسى از مخلوقات نمى داند فقط خداوند عزّ و جلّ است كه عالم مطلق به هستى و چگونگى ارتباط و فعّاليّتهاى خود در بارهء هستى است ، و نيز انسانهائى از رسولان خداوندى كه خداوند آنان را بر امور مزبور مطلَّع ساخته است و همچنين انسانهائى كه شايستگى راز دارى الهى را دارا مى باشند و حافظان امر او و خزانه داران حكمت او و پيشتازان قائم به شريعت او هستند . اين انسانهاى وارسته و سالكان طريق كمال و آشنايان عظمت جلال و جمال ربوبى هستند كه بمقدار ظرفيّت و امكان وجودى خود از امور مطَّلعند . دلائل عقلى و نقلى بطور فراوان اين حقيقت را اثبات كردهاند كه رهائى از آلودگىهاى حيوانى و نجات از بيماريهاى گوناگون خود خواهى و تهذّب با كسب فضائل انسانى و تخلَّق به اخلاق اللَّه و تأدّب به آداب اللَّه موجب بر كنار شدن حجاب جهل از جلو بينائى درونى آدمى گشته و درون آدمى را در معرض تابش انوار ربّانى قرار مى دهد ، نتيجهء اين رشد و كمال ، حصول آگاهىها و روشنائىهائى خاصّ در بارهء واقعيّات هستى است كه با فعّاليّتهاى عادى مغز كه متّكى به حواسّ و ديگر وسائل شناخت است ، قابل اكتساب