ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٣ - صفت بدون موصوف و اسم بدون معنى و حدّ بدون محدود امكان پذير نمى باشد
ايجاد شدهاند ) .
٥ - يكى از اين دو خلق كه قطعا تقدير است داراى هيچ يك از مختصّات مادّى نيست مانند رنگ و ذائقه و وزن و غير ذلك ، زيرا فعل خداوندى است ، مانند اخبار كه فعل خبر دهنده است به اضافهء اين كه ما تقدير را خواه بمعناى اندازه گيرى محض در نظر بگيريم و خواه بمعناى مطيع ساختن مخلوقات به قانون ، بدانجهت كه تعيّن مادى ندارند ، معروض خواصّ و لوازم مادّه نمى باشند . مى توان تقدير را با نظر به اين كه جلوه اى از « بايستگى » است كه خداوند بر همهء كائنات متوجّه ساخته است ، ما فوق مختصّات مادّه منظور نمود ، يعنى چون تقدير آن فعل خداونديست كه مادّه را بر مبناى محاسبه قرار داده و ملزم بجريان قانونى فرموده است ، لذا ما فوق مادّه و خواصّ آن مى باشد .
٦ - خداوند سبحان چنين قرار داد كه تقدير و مقدّر يكى بوسيلهء ديگرى درك شود و نيز هر يك با ذات خود قابل درك بوده باشد . تفسير اين جمله چنين است كه خداوند متعال چهرهء رياضى و قانونى كائنات ( تقدير كاينات ) را بطورى مقرّر فرموده است كه انسانها بتوانند آن را مورد بررسى و درك قرار بدهند ، چنانكه خود كاينات ( مقدّر ) را هم چنان ابداع فرموده است كه براى انسانى كه در صدد شناخت و درك آنها برآيد ، قابل درك و شناخت بوده باشد . از طرف ديگر بوسيلهء هر يك از دو حقيقت ( تقدير و مقدّر ) ديگرى را هم مى توان شناخت . يعنى اگر يك انسان موفّق به درك چهرهء رياضى و قانونى موجودات گشت مى تواند خود موجودات را هم درك نمايد و بالعكس با شناخت مقدّر كه همان موجودات است مى توان جنبهء رياضى و قانونى آن موجودات را درك نمود . نتيجهء بسيار مهمّى كه از اين گفتار امام عليه السّلام مى توان گرفت ، اينست كه جهان فى نفسه و در مجراى قانونى خود قابل شناخت است ، بر خلاف آن گروه از متفكَّر نماها كه شناخت جهان را امكان ناپذير مى دانند . البتّه ارزش معلومات