ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٢ - نه
نيازى بوجود انسانى كه آن را درك كند و زمان را از آن انتزاع نمايد ، ندارد و باين معنى كه در ترتيب نظام خلقت چنين است كه ريشهء درخت مقدّم بر ساقه و شاخه و ميوهء آن در عرصهء وجود ظاهر مى شود ، خواه انسانى وجود داشته باشد كه اين تقدّم و تأخّر را درك كند يا نه .
مطلب ششم -
مطلب ششم - استقلال وجود خداوندى و استغناى ذاتى او ما فوق همهء وابستگىها است ، او در هستى و ذات خود بهيچ چيزى تكيه ندارد . اصلا مگر مى توان چيزى را در برابر آن ذات اقدس بعنوان موجود دوم در مقابل موجود اوّل قرار داد ، چه رسد باين كه خداوند سبحان در ذات و وجود خود به آن موجود تكيه كند .
مطلب هفتم -
مطلب هفتم - امام مى فرمايد : همهء اينها كه گفتم ، پيش از خلقت بود ، با نظر به مجموع آيات و روايات و احكام صريح عقل در بارهء موجوديّت خداوندى روشن مى شود كه مقصود امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام اينست كه مطالبى را كه گفتم ، با نظر به موجوديّت آن خداوند يگانه و با قطع نظر از خلقت بود ، لذا صفات فعليّهء خداوندى را مانند زنده كردن و ميراندن و روزى دادن و غير ذلك كه از چگونگى خلقت انتزاع ميشوند ، شامل نمى گردد .
مطلب هشتم
مطلب هشتم امام مى فرمايد : « ابداع و مشيّت و اراده بيك معنى مى باشند » هر سه معنى يك فعل خداوندى است كه در مقدّمهء ايجاد اشياء بروز مى كند .
اگر چه هر يك از آنها داراى مفهومى است كه جدا گانه قابل درك ميباشد ، بدين ترتيب كه معناى مطابقى ( مستقيم و تمام ) ابداع عبارتست از بوجود آوردن يك شيء بى سابقهء هستى ، و هر كلمه اى كه از اين مادّهء مشتق شده باشد ، معناى مزبور ( بوجود آوردن شيء بى سابقهء هستى ) را در بردارد ، مانند مبدع و غير ذلك . مشيّت به معناى خواستن است كه زمينه براى آن بوجود آمده است .
زمينه يا انگيزهء مشيّت ، ممكن است حكمت خداوند سبحان بوده باشد چنانكه در آفرينش موجودات وجود دارد ، قوانين و نظم و هويّتهاى خاصّ موجودات