ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٠ - نه
چيزى بر پا است و نه هستى او تا حصول چيزى ادامه داشت . موجوديّت خداوند متعال نه به چيزى متّكى بود و نه در چيزى ساكن بود . همهء اين مختصّات پيش از خلقت بود كه غير از او چيزى با او نبود و همهء آنچه كه بر او تطبيق مى كنى ، صفات حادث و بيان كنندهء حقايقى در بارهء او است كه بوسيلهء آنها كسى كه بفهمد مى تواند بفهمد . و بدان كه : معانى ابداع و مشيّت و اراده يك حقيقت است و نامهاى آنها سه تا است و اوّلين ابداع و اراده و مشيّت او حروفى بود كه آنها را اصل همهء اشياء و دليل هر ادراك شده و باز كنندهء هر مشكل قرار داد . ) خداوند بىهمتا ما فوق وابستگىها بطور مطلق
خداوند بىهمتا ما فوق وابستگىها بطور مطلق امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام در اين جملات مطالب با اهمّيّتى را در كمال مطلق خداوندى و برى بودن او از همهء وابستگىها بيان مى دارد .
اين مطالب بقرار زير است :
مطلب يكم -
مطلب يكم - وحدت حقّهء الهيّه ازلى و ابدى و سرمدى است و با هيچ موجودى در هيچ حال از ازل الآزال تا ابد الآباد معيّتى ( دمسازى و هم بودى ) نداشته و نخواهد داشت .
مطلب دوم -
مطلب دوم - او پيش از خلقت كائنات نه معلوم بود و نه مجهول ، اين قضيّه كاملا بديهى و بى نياز از اثباتست زيرا كسى نبود پيش از خلقت كه او را بشناسد ، و يا كوتاهى كند واو را درك نكند . و بعبارت ديگر بدانجهت كه هيچ چيز و هيچ كسى وجود نداشت كه در صورت شناسائى آن موجود اعلى ، معلوميّت به او صدق كند و در صورت عدم شناسائى مجهول بوده باشد . همچنين بدانجهت كه درك كننده اى وجود نداشت ، لذا عاملى براى معرفت محكم ( روشن ) و تحيّر ناشى از تشابه نبوده است ، چنانكه بجهت نبودن كسى ، آن موجود اعلى نه در ياد كسى بود و نه فراموش شده از يادها .
مطلب سوم -
مطلب سوم - كه مى توان گفت از نتايج مهمّ مطلب دوم است ، اينست كه با نظر به نفى معلوميّت و مجهوليّت از وجود خداوند متعال بجهت نبودن عالم